Skip navigation.
Home

خاطرات زندان

دادگاه زمان شاه ادامه بازجویی نبود

چریکی ۲۳ ساله بوده که زمان فرار به چنگ ماموران ساواک می‌افتد. هنگام دستگیری در خانه‌ی تیمی، اسلحه و فشنگ و سیانور همراه داشته است. یک سال بعد دادگاهی می‌شود و پنج سال حکم می‌گیرد. او در محکمه از خود دفاع حقوقی کرده است.

عاطفه جعفری درسال ۱۳۵۰ دستگیر شده و از نخستین زندانیان سیاسی زن در زمان شاه به شمار می‌رود. او پس از شش سال و اندی، در آستانه انقلاب از زندان آزاد شده است.

دادگاه شما چه مختصاتی داشت، فضای آن چگونه بود؟

دادگاه شاه محل نبرد ایدئولوژیک با متهم نبود

وی به دلیل فعالیت در جنبش چپ در دهه ۵۰ دو مرتبه دستگیر شده و بار دوم ۱۵ سال حکم گرفته است. در دادگاه نظامی، دفاع حقوقی کرده و اتهام خرابکاری را نپذیرفته‌است. او زندان دوران شاه را در مقایسه با دوران حال، تجملی می‌بیند.

گفتگو با امیر ممبینی، نویسنده و پژوهشگر فرهنگی و سیاسی مقیم سوئد:

دویچه‌وله: چه سالی دستگیر شدید، چند ساله بودید؟

امیر ممبینی: من دو بار دستگیرشدم. یکبار اواخر سال ۵۰ و بار دیگر در بهار سال ۵۴. هر دو بار در رابطه با جنبش چپ دستگیر شدم. بار دوم به طور مشخص در رابطه با چریک‌های فدایی. حدود ۲۳ سالم بود.

چند پرسش ساده و دو حکم اعدام

محمود روغنی
محمود روغنی در دستگیری گسترده مرکزیت حزب توده به زندان افتاده و سال ۶۸ آزاد شده است. دو سال را در انفرادی‌های کمیته مشترک و اوین گذرانده و سه مرتبه دادگاهی شده است. او دو حکم اعدام و یک حکم ۱۵ ساله را پشت سر خود دارد.

محمود روغنی، مسئول کارگری حزب توده ایران و نامزد این حزب در انتخابات دور اول مجلس بوده است.

کی دستگیر شدید، چند ساله بودید؟

من ۳۹ ساله بودم و در بهمن ۶۱ دستگیر شدم. برای اولین بار بود که زندان می‌رفتم.

در چه زندانی نگاهداری می‌شدید؟

وقتی دستشویی ابزار شکنجه می شود

شیوا نظرآهاری

ایمان شان نمی گذارد از مرگ بترسند

یادداشت ویراستار: چنانچه پیشتر اشاره شد، شنبهء گذشته روزنامهء مشهور پرتغالی پابلیکو مقاله ای سه قسمتی دربارهء شرایط بهائیان ایران منتشر نمود. بخش دوم آن مقاله به ترجمهء اهدایی مارکو اولیویرا در زیر می آید.
اصل مقاله به زبان پرتغالی میباشد)

رکسانا صابری به پابلیکو: «ایمان شان نمی گذارد از مرگ بترسند»

نامه به شبنم مددزاده/مهسا امرآبادی

Mahsa_AmrAbadi  نشسته ام و به عکست زل زده ام. تمام خاطرات می آید تو سرم. می خواهم بیرونشان کنم اما آمده اند جلوی سرم. یادت است؟ می گفتم سعی کن خاطرات بد را ببری پشت سرت تا آزارت ندهند تا نیایند جلوی سرت و روی پیشونی و چشمانت بریزن که در آن صورت دیگر نمی توانی از جلوی چشمت، پاکشان کنی. هرچند که این حرف ها را بیشتر به خودم می گفتم و تو هر روز و هر شب گوش می دادی به پرحرفی های من و بعضی اوقات هم با اون لحجه ترکی ات می گفتی: غمتو نبینم.

روز اولی که وارد سلول شدم، در آغوشم گرفتید. گفتم آخیش از تنهایی خسته شدم. پرسیدید چند وقت؟ گفتم یک هفته و فکر می کردم چقدر به من ظلم شده که یک هفته در انفرادی مانده ام!

نامه شبنم مددزاده از قرنطينه زندان اوين (بند متادون)

شبنم مددزاده، نايب دبير شورای تهران دفتر تحکيم وحدت در روز يکم اسفند ماه ۱۳۸۷، توسط نيروهای امنيتی بازداشت گرديد. وی پس از گذراندن قريب به ۹۰ روز در سلول انفرادی به بند عمومی ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. علی رغم صدور قرار وثيقه دستگاه امنيتی با آزادی وی مخالفت نموده است. وی طی روزهای اخير همراه با تعداد ديگری از زندانيان ديگر به قرنطينه نسوان زندان اوين موسوم به بند متادون انتقال يافته است. نامه زير توسط اين دانشجوی زندانی از قرنطينه زندان اوين نگارش يافته و از سوی کميته گزارشگران حقوق بشر منتشر می شود.

به نام آزادی، آگاهی و عدالت

شرحی کوتاه از دستگیری و شهادت سرهنگ حسین وحدتحق به قلم همسرشان

پریدخت وحدتحق
همسرم حسین وحدت حق متولد مرداد ماه 1304 خورشیدی د رشیراز بود و در اسفند ماه سال 1360 یعنی در سن56 سالگی به شهادت رسید.

پدر او معمم بود و در اثر مطالعه کتاب ایقان، از آثار حضرت بهاءالله به آئین بهائی ایمان آورد . حسین از سن 13 سالگی وارد دبیرستان نظامی تهران شد و در22 سالگی به شیراز نقل مکان کرد. وی پس از حدود دو سال یعنی در سن 24 سالگی با من ازدواج کرد و ثمره زندگی ما یک دختر ودو پسر است.

بازتعريف تجربه اي زنانه از زندان، سكس و اعتراف

محبوبه عباسقلي زاده
دستگيري من غافگيرانه بود، سحرگاه يك روز كسالت بار در ماه رمضان كه همراه با يورش گروهي از مردان اداره اماكن شد. مرد سيه چرده اي كه كفش هاي چرمي سياهش را لاي در گذاشته بود تا در را به رويشان نبندم كاغذي را نشانم داد كه آرم ترازو داشت*. بسختي توانستم حكم بازداشت از دادسراي فرودگاه را به امضاي قاضي ظفرقندي تشخيص دهم، او از آدم هاي قاضي مرتضوي بود. فقط در ذهنم چرخيد كه اين مامواران همان نيرويي هايي هستند كه گروهي از وبلاگ نويسان را تحت طرحي به نام خانه عنكبوت **بازداشت كرده اند.

من امشب از ‏عادل‌آباد می‌آیم ..."

zarrin_moghimiدر روز اول آبان 1361 ، پاسداران انقلاب با حمله به خانه بهاییان در شیراز، ده ها نفر ازآنها را دستگیر کردند. داستان محاکمه زرین مقیمی ، یکی از دستگیر شدگان آنروز که در28 خرداد ماه 1362 اعدام گردید ، چنین بازگو شده است :

Syndicate content