Skip navigation.
Home

مقالات و مباحث نظری

شمشیر مردسالاری از نیام «سلحشور» بر هستی زنان فرود آمد / آزاده دواچی

women_6.jpg

ایدئولوژی مردسالاری مثل یک دستگاه منسجم و پیچیده، سیستماتیک و هماهنگ عمل می کند. بخشی از اجزاء این دستگاه، در قالب نیروی انتظامی، در خیابانها و معابر عمومی به دستگیری و تحقیر زنان ـ به بهانه بدحجابی ـ می پردازد. بخش دیگر در قالب وزارت ارشاد شمشیر را از رو بسته و بی مهابا به سانسور آثار و تولیدات زنانه پرداخته است. جزء دیگر این سیستم از تریبونهای نماز جمعه ـ مثل آیت الله علم الهدا ـ افکار عمومی را علیه زنان می شوراند.

زنان در حوزه اشتغال، میدان را به حریف وامی گذارند / س. سرلک

working_women-1.jpg
 October , 2011

 آنچه كه تاكنون به عنوان تبعيض عليه زنان در جامعه اسلامي ايران مطرح می شد تنها ابعادي از داستان بود كه به تأييد عام جامعه هم رسيده بود. مسائلی اعم از قانون ارث، حجاب، حق طلاق، دیه، حضانت،...

نامه به کودکی که زاده شد: برای کودکان ایران در روز جهانی کودک / ماندانا زندیان

children_dance_2.jpg

 امروز، 16 مهر، روز جهانی کودک است، به همین مناسبت مطلب زیر را که توسط ماندانا زندیان به نگارش درآمده تقدیم به همه کودکان وطن مان می کنیم. ماندانا زندیان شاعر و نویسنده، و محقق بیماری های مغزی کودکان است. از وی تاکنون چهار مجموعه شعر منتشر شده است. وی همچنین در همکاری با مؤسسۀ کتاب گویای لس آنجلس، آثار برخی از زنان نویسنده همچون سیمین دانشور و شهرنوش پارسی پور را به کتاب های صوتی تبدیل کرده است:

 

 

روزی روزگاری

 

گفتم: باورت میشه كسی رو برای كمك به دیگری بگیرن، زندانی كنن، بازجویی كنن، با قید وثیقه آزاد كنن بعد دوباره بخوان و بگن باید حكمی كه براتون صادر شده رو بگذرونین؟

گفت: روزی روزگاری در دیاری كه نامش ایران بود مرام پهلوونی بود اگه می‌دیدن كسی احتیاج داره براش گلریزون می‌كردن. تو گود زورخونه مرشد از همه می‌خواست هركس هرچی می‌تونه كمك كنه، مردم هم بدون هیچ چشم‌داشتی كمك می‌كردن و همه از این حكایات واسه هم می‌گن كه هركس كمك به دیگری بكنه مرام پهلوونی داره.

گفتم: تو مخیله ت می‌گنجه به خاطر این‌كه نمی‌خوای اسیر روزمره‌گی بشی و فكرت منجمد بشه و هر روزت بدتر از دیروزت بشه پویایی و روشن اندیشی و فضائل رو سر لوحه اقداماتت بكنی و اون وقت به خاطر همین تازه شدنت حكمی برات بریده بشه كه چرا به پرواز فكر كردی

گفت :

زمزمه / جواد موسوی خوزستانی

nasrinSotudeh_halehSobhani.jpg

مدرسه فمینیستی: پیشکشِ «مهراوه»، شاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیتِ نسرین ستوده، و با یاد و خاطره هاله سحابی  

 

از «ندا و سهراب» تا «هاله و هدا» / منصوره شجاعی

mansureh-shojaei.jpg

 مدرسه فمینیستی: یکشنبه 19 تیرماه 1390، کانون رهاورد در آخن  آلمان، نشستی را با عنوان «به یاد جانباختگان جنبش سبز مردم ایران  از سهراب تا هاله و هدا» برگزار کرد. سخنرانان این نشست عبدالکریم لاهیجی، منصوره شجاعی و خدیجه مقدم بودند. متن سخنرانی منصوره شجاعی را در این مراسم در زیر می خوانید:

 

 

اشکی برای تمام رنجهای نوع بشر

bahai1.jpg

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرد

گر چه آدم زنده بود

 

این جملات برای اکثر علاقمندان فرهنگ و ادب آشناست. چندین دهه پیش، زنده یاد فریدون مشیری تحت تأثیر فجایع زمان خود –ویتنام، کنگو و...- "اشکی در گذرگاه تاریخ" فشاند. شعری که با این عبارات آغاز می شد و ادامه می یافت تا به جایی که: «قرن ما روزگار مرگ انسانیت است...».

متحیرم که اگر فریدون مشیری امروز حضور داشت و شاهد اتفاقاتی بود که در تمام دنیا و در وطن محبوبش، ایران، رخ می دهد، چه می گفت؟ فجایع طبیعی و انسانی دست به دست هم داده و در همه جا نوع بشر را گرفتار ساخته: ژاپن، بحرین، لیبی، هائیتی، امریکا، افغانستان... برای کدام یک باید گریست؟ برای کدام یک از رنجهای بی شمار نوع بشر؟

اما تمام این رنجها، جایی همین نزدیکی در ایران، در ابعادی کوچکتر و به شکلی شدیدتر نمود یافته، و آن زندان قرچک ورامین است، جایی که

Syndicate content