دفاع موکل از وکيل، نامه هنگامه شهيدی از زندان اوين در دفاع از محمد مصطفايی،
تا آزادی روزنامه نگاران زندانی – هنگامه شهيدی روزنامه نگار دربند نامه ای را
در مورد وکيل پيشين خود، محمد مصطفايی به نگارش درآورده است.در اين نامه شهيدی
بعنوان موکل در مقام دفاع از اين وکيل دادگستری در آمده است.متن اين نامه که در اختيار «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی » قرار گرفته است به شرح زير است:
شیوا نظرآهاری، سَروِ ایستاده
بینا داراب زند
شیوا را از زمان نوجوانی اش می شناختم. دختری پرشور، شجاع و متعهد به اعتقاداتش! در
این زمانه کم پیدا می شوند که شجاعت و جسارتِ عمل کردن بر مبنایِ باورهایشان را
داشته باشند. شیوا در میان ایشان، شجاع ترین است. باید اعتراف کنم زمانی که خبر
بازداشت هایش را می شنیدم، در عین تأسف برای نا ملایمتی هایش، بیشتر نگرانِ حال و
احوال خانوادهِ بازجویش می شدم که پس از ساعت ها و روزها کوبیدن بر دیوار بتنی، به
خانه اش می رفت و دق و دلی شکست اش را بر سر زن و فرزند بیگناه اش خالی می کرد.
بیست سال حبس، اعدام تدریجی یک نسل
شاهین جانپاک
روند بازداشت غیر قانونی هفت مدیرجامعهی بهایی ایران که بیش از ۸۰۰ روز به طول
انجامید، سرانجام با صدور حکمی فضایی و عجیب به پایان انجامید. حکم فوق حکایت از
حبس بیست سالهی مدیران جامعهی بهایی دارد. حکایت از زندانی شدن هفت بهایی که بدون
هیچ سند و مدرکی، باید به اندازهی یک نسل در کنج تنگ و تاریک سلولهای بی روح،
انتظار را امیدوار باشند. اگر چه احتمال بسیار زیادی وجود دارد که
هويت ملی در خطر فرهنگ انحصاری
برگرفته ای از سخنرانی سیزدهم جولای 2010 در ساکرومنتوی کاليفرنیاو به مهدی و دنیس به پاس تلاش های فرهنگی و مهربانی های ايرانی شاناز دهه های اول قرن بیستم به بعد، به خصوص پس از تصویب اعلامیه حقوق بشر، خیلی از مفاهیم کهنه در جهان رنگ باختند، يا تغییر شکل دادند، و یا بکلی از بین رفتند.
بند زنان در زندان اوین؛ نوشتهی مهرانگیز کار
خطری که زنان فعال سیاسی و حقوق بشری را تهدید میکند، سوای دیگر خطرها اعزام آنها
به بند عمومی زندان اوین و در شهرستانها بندهائی مشابه آن است. حاکمیت از این خطر
به خوبی آگاه است و در پروندههای خاصی که زن زندانی بار یک عقیده و نیت خیر را به
دوش می کشد و به اتهام بر زبان راندن یا بر قلم راندن عقیده ای آزادیخواهانه به
زندان می افتد، به او تفهیم می شود که در صورت مقاومت به بند عمومی اعزام می شود.
مردان زندانی سیاسی و عقیده را نمی توان با یک چنین تهدیدی به راه آورد. هموطن محروم از تحصیلم، به این محرومیت عادت نکن
مختار شاکریان
چرا؟ این سوالی است که تا کنون جوابی برایش پیدا نکرده ام؟ برایش نامه ها نوشتم و
پرسیدم، چرا؟ جوابی ندادند!
ازهر که پرسیده ام، او هم نمی دانست که چرا؟
اظهار تاسف، تنها جوابی بوده که تا به حال به این چرا داده شده است. ولی جواب این
سوال این نیست. جواب این سوال نه اظهار تاسف ونه سکوت است. هر چند از اینکه می بینی
کسانی پیدا می شوند و این قدرت درک را دارند، که به افکارت احترام می گذارند و از
آنچه بر تو و امثال تو گذشته، اظهار تاسف می کنند، دلگرم میشوی و به هم وطنت افتخار
می کنی.
آینده از آن بی کفن خفتگان است / از سری نامه های منتشر نشده فرزاد کمانگر
خبرگزاری هرانا - در حالی که چهل روز از اعدام غیرقانونی و غیرانسانی ۵ زندانی
عقیدتی (فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان، شیرین علم هولی و مهدی
اسلامیان) در زندان اوین می گذرد، دستگاه امنیتی همچنان از پس دادن پیکرهای
آنان خودداری می کند و البته استانداری کردستان مدعی دفن پیکرها بصورت گمنام
شده است، در چلهم این جان باختگان و به مناسبت "بی کفن خفتگی" این افراد، نامه
ای منتشر نشده از معلم جان باخته فرزاد کمانگر از سوی خبرگزاری هرانا انتخاب و
زندانی غیررسمی/ نسرین ستوده
براي آن موكل غير سياسيام از همه نگرانترم. همو كه
زنداني غير رسمي و غير سياسي حكومتي است كه زندانيان سياسي بيشماري دارد. آری از
میان همهي موكلان سياسيام از عاليه اقدام دوست، عاطفه نبوي، ضياء نبوي،
حشمت الله طبرزدي، كيوان صميمي گرفته تا دانشجوياني كه به جرم اعتراض به محروميت از
تحصيلشان راهي زندان شدهاند، این وضعیت جواد توسلیان است که قلب ام را می لرزاند.
«نباید به محرومیت از تحصیل عادت کرد»
سپهر عاطفی / رادیو کوچه
حق تحصیل از حقوق بنیادی هر فرد فارغ از جنس، نژاد، مذهب و عقیده است و بر طبق
مادهی ۲۶ اعلامیهی جهانی حقوق بشر « آموزش عالی باید با تساوی کامل برای همه
امکانپذیر باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از آن برخوردار شود.»
به تازگی مدیر گزینش دانشجویی سازمان سنجش با بیان اینکه بعضی از دانشجویان ادیان
ساختگی دارند و جزو اقلیتهای رسمی کشور به حساب نمیآیند گفته است اقلیتهای غیر
رسمی حق تحصیل ندارند و اگر در دانشگاهی تحصیل میکنند باید برای تعیین صلاحیت به
هیئت مرکزی گزینش دانشجو فرستاده شوند.
از اصفهان به اوین
رشيد اسماعيلي
[نامه به عبدالله مومنی]
سلام عبدالله عزیزم
چند روز دیگر اولین سالگرد اسارت توست. یک سال است که تو نیستی، نه اینکه نیستی،
نه، اتفاقا در لحظه به لحظه این سال خاکستری، تو بیشتر از همیشه با ما بودی، در
یادهای ما، در این یک سال همۀ ما شرمنده تو بوده ایم، شرمنده تو، شرمنده همه آن
کارها که نکرده بودیم و نکردیم. تو در تمام روزهای این "سال بد" با ما بودی.
جدید ترین نظرات
11 ثانیه گذشته
18 ساعت 50 دقیقه گذشته
5 روز 13 ساعت گذشته
5 روز 23 ساعت گذشته
5 روز 23 ساعت گذشته
6 روز 4 ساعت گذشته
6 روز 6 ساعت گذشته
1 week 3 ساعت گذشته
3 weeks 4 روز گذشته
6 weeks 3 روز گذشته