Skip navigation.
Home
ترویج حقوق بشر در ایران

تو یاد مگیر (1)

ترجمه

 

دکتر بهروز ثابت

 

خبرهای ناخوشایند و نامیمونی از سرزمین ایران می‌رسد گویای آن که قوای حکومتی به منازل معلّمان، مدیران، و محصّلان مؤسّسۀ بهائی تحصیلات عالیه مهاجم شده‌اند و تعداد کثیری را به اسارت گرفته‌اند.  آنها دست به مصادرۀ رایانه‌ها و اسناد و مدارک زده کلاس‌های درس و آزمایشگاه‌ها را مُهر و موم نموده‌اند. این قبیل اعمال کیفرخواستی علیه نفس تحصیل علم است؛ این اعمال تهدیدی برای حقوق انسانی جهت یادگیری است، و مستلزم عطف توجّه و عکس‌العملی مناسب از جانب جامعۀ جهانی ملل، سازمان‌های حقوق بشر و مؤسّسات تحصیلات عالیه است.

جوامع بین‌المللی و حقوق بشر کاملاً واقفند که از سنۀ 1979 که جمهوری اسلامی در ایران تأسیس شد، اقدامات شدید، سازمان یافته و هماهنگ شدۀ ایذایی علیه جامعۀ بهائی، که بزرگترین اقلّیت دینی این کشور است، ازدیاد یافت.  مدیران منتخب جامعۀ مصیبت‌زده و مطیع قانون بازداشت، محبوس و شکنجه شدند.  از سنۀ 1979 تا کنون، متجاوز از دویست تن از آنان، بدون ادنی جریان مناسب قانونی و بی آن که توجّهی به اجرای عدالت گردد، اعدام شده‌اند.  اماکن مقدّسۀ بهائی تخریب شد و تشکیلاتی که به ادارۀ امور امریه مشغول بودند غیرقانونی اعلام شدند.  قبرستان‌های بهائی در معرض هتک حرمت قرار گرفته تخریب  شدند.  بهائیان از مشاغل خود منفصل شدند و کلّیه محصّلین از حضور در مدارس عالی و دانشگاه‌ها ممنوع و محروم شدند.

مدارک محرمانه از دستگاه داخلی حکومت

ترانه ساز

azadeh_rostami.jpg

تقدیم: به وصال که با استقامتش ترانه ای جاودانه ساز کرد ...

وصال محبوبی شهروند بهایی ساکن ساری در شش اردیبهشت سال جاری توسط مامورین اطلاعات ساری بازداشت شد و در تاریخ 31 اردیبهشت به قید وثیقه آزاد گردید.

 

 

 

دلم نهیب می زند

لبم سکوت می کند

ازین زمانه خسته ام

دوباره دلشکسته ام ..

تو در میان بندها

چگونه من نشسته ام ؟

چگونه من نشسته ام

در این زمان که دستهای تو

به جای ساز

به سوی بند می شود دراز

در حرکت به سوی آزادی مطبوعات

آزادی مطبوعات. چه درکی از این عبارت دارید؟ ابعاد آن را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا آن را در مقیاس محلی تعریف می کنید یا ملی و یا بین المللی؟ از مفهوم آزادی در این عبارت چه برداشتی دارید؟ آیا باید مطبوعات منعکس کنندۀ افکار و نظرات تک تک افراد جامعه باشد؟ آیا وجود سطحی از کنترل دولتی را نیز بر آن مجاز می شمارید؟ جان باختن و زندانی و تبعید شدن روزنامه نگاران، آزادی مصاحبه با رسانه ها، اشاعۀ اکاذیب، تبلیغ علیه نظام، فیلتر کردن بعضی وبسایت ها و وبلاگ ها، کاهش سرعت و قطعی اینترنت، طراحی سیستم اینترنت ملّی و جدا شدن از سیستم اینترنت جهانی، پخش پارازیت روی تلویزیون های غیرموافق دولت، تشکیل انجمن های مستقل روزنامه نگاران، آموزش تخصصی روزنامه نگاری، صدور جواز برای رسانه های تازه، سرمایه گذاری دولتی در ایجاد مطبوعات مستقل، کدام یک از مصادیق آزادی مطبوعات است و کدام نیست؟ آیا فقط دولت ها می توانند آزادی مطبوعات را برقرار یا مختل کنند یا نیروهای مؤثر دیگری هم وجود دارند؟ مثلاً آیا روزنامه نگاران و شهروندان عادی می توانند خواسته یا ناخواسته دشمن آزادی مطبوعات باشند؟ اندیشیدن در این گونه پرسش ها ما را به درک بهتری از این مفهوم و کمک به برپاداشتن این اصل هدایت می کند.

محشر فرودین

ابر بهاري بـِبار آب زن اين خاك را پاك كن از راه لطف اينهمه ناپاك را

بـِدَر به شمشير برق سينه ي افلاك را به گوش عالم رسان بانگ چكاچاك را

 

شور قيامت فكن در آسمان و زمين

زنده كن اين مردگان به محشر فرودين

 

به دشت غمناك ما نشاط باران فكن غلغله ي زندگي به جويباران فكن

شوق گلستان شدن به خارزاران فكن اميد فرداي خوش به جان ياران فكن

 

ميهن افسرده را دوباره جاني بده

پير خردمند را شور جواني بده

 

ستمديدگان بخوانند و ستم پيشگان بدانند

به ياد دارم كه مرحوم عبدالحسين زرين كوب در اثر مشهورش "تاريخ در ترازو" اشاره نموده بود كه مورخان بهائي در مورد ستمي كه بر هم كيشانشان در دوره قاجاريه رفته است؛ اغراق و مبالغه نموده اند و اوضاع نه چنان بوده كه ايشان به رشته تحرير در آورده اند. اي كاش، امّا آن دانشمند فقيد، امروز زنده بود و به چشم خود مي ديد كه چگونه هموطن او را سه شنبه گذشته (13/2/90) در تنكابن، در اين قرن بيست ويكم ، چگونه با زنجير ِ تحقير، گِرد شهر گردانيده اند.

 البته در اين روزگار، ايذاء و آزار بهائيان، امري تازه نيست . روزي نيست كه از هر گوشه و كنار ميهن عزيزمان اخباري ناگوار در باره اين ستمديدگان به گوش نرسد. اخراج دانشجويان و دانش آموزان، تخريب قبرستان ها، تعطيلي محل هاي كسب و به آتش كشانيدن آنها، به زندان افكندن افراد بي گناه و محكوميت به حبس هاي طولاني، تهديد، توهين، تحقيرو ... . امّا اين بار عفريت ظلم، به شيوه اي جديد بر اين جامعه بي پناه ، روي مي گشايد و چهره اهريمني خود را بيش از پيش از نقاب برون مي اندازد.

هموطن دست از آزار بکش

شعر جدیدی از آقای عنایت الله سنایی (همسر جناب سنایی خانم طره تقی زاده محکوم به 22 ماه حبس تعزیری به اتهام تلبیغ علیه نظام می باشند و هم اکنون دوره محکومیت خود را در زندان ساری می گذرانند. نامه های سرگشاده جناب سنایی به رئیس قوه قضائیه در این ارتباط را از لینک زیر می توانید بخوانید:

با ما مسلمانی کنید!
براندازی و تبلیغ علیه نظام
آیا اسلام با آزادی دین و بیان مخالف است؟
 آزادی دین و بیان در اسلام

 


هموطن دست از آزار بکش

 

 لطف و محبتی که بعضی از خوانندگانِ این سطور در ارتباط با شعر "دلم شکسته است " ابراز داشته اند مرا بر آن داشت تا بعضی دیگراز اشعار خویش را که پس از دستگیری و زندانی شدنِ همسر بیگناهم (از تاریخ 18/ 10 / 89 تا کنون) سروده ام بالاخص تقدیمِ آندسته از عزیزانی که بیگناه و صرفا به خاطر مسائلِ دینی و عقیدتی در زندان های جمهوری اسلامی ایران بسر می برند ونیز خانواده هایشان، که در معرض انواع و اقسام مشکلات ودرگیریها می باشند نمایم.در ضمن جهت اطلاع باید عرض کنم

که شعر ذیل مربوط میشود به روز دستگیری وجلب همسرِ معصومم که شرح ِ آن در یکی از نامه های بنده که خطاب به رئیسِ محترم قوّه قضائیه ، انشاء گردیده ، منظور شده است. [1]

 

********************

 

آن زمانی که ترا ره سویِ زندان بردند

تا نشانند درآن دخمهء بیدادِ زمان

من به چشمِ دلِ خود میدیدم-

می بریدند سَرِ عدل بشمشیرِ ستم

و طنابی به درازای قَدِ ُبغض و عِناد -

بسته بر گردنِ انصاف و شرف.

آزادی دین و بیان در اسلام

torre_taghizadeh.

(از منظر علما و محققین مسلمان)

 

نامه پنجم

( از طرف عنایت الله سنائی همسر مهندس طرّه تقی زاده که به 22 ماه حبس محکوم و زندانی شده ا ند )

خطاب به رئیس محترم قوّه قضا ئیه جناب آیت الا صادق لاریجانی :

 

احتراماً همانطور که قبلاً بدان اشاره گردید پیش کشیدنِ بحثِ آزادی بیان از دیدگاه اسلام به این منظور بوده که مسئولین قضائی به متهمینِ بهائی اینطور القاء می کنند که تبلیغِ آئین بهائی ، خلافِ قوانین و مغایر با احکام و تعالیمِ دیانتِ اسلام می باشد چنانچه در طولِ چند سالِ اخیر بسیاری از بهائیان (از جمله همسرم) به همین دلیل ، یکی پس از دیگری محکوم به حبس شده و روا نه زندان ها گردیدند. لذا در نامه قبلی با استناد به آیاتِ قرآنِ کریم و نیز با ارائۀ مدارک و آثاری که حکایت از مباحثاتِ گوناگون و محاظراتِ فراوان میانِ پیامبرِ اکرم (ص) و نیز ائمۀ اطهار با بزرگان و پیشوایانِ مذاهب و مکاتبِ دیگر ( از جمله مشرکین و بت پرستان ) داشته ، بر هر فردِ منصف و آزاده ای ثابت و مبرهن گردید که اسلام در اصل هیچ گونه مخالفتی با آزادیِ دین و بیان نداشته و هر گونه سخن و ادّعائی خلافِ این حقیقتِ مسلّم ، توهینی واضح و بُهتانی آشکار به اساسِ این دینِ الهی محسوب می شود. اینکه گروهی در این عصر صرفاً به خاطرِ

به بهانه تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران

مازیار مهدوی فر


سرانجام تلاش‌ لابی‌های جمهوری اسلامی در میان کشور‌های عضو شورای حقوق بشر‌ سازمان ملل ناکام ماند و اعضای این شورا با اکثریت مطلق، رای به محکومیت جمهوری اسلامی در این شورا داده و این محکومیت، منجر به تعیین گزارشگر ویژه برای ایران، جهت بررسی و گزارش موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی از نزدیک خواهد شد.
این رای با موافقت ۲۲ کشور از میان ۴۷ کشور عضو شورای حقوق بشر به ثمر نشست. اگرچه در نخستین واکنش‌ها نسبت به این قطعنامه، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی این تصمیم را سیاسی و تحت تاثیر نفوذ آمریکا دانست و رییس کمیسیون امنیت ملی نیز اعلام کرد که ایران نباید این تصمیم را بپذیرد و می‌بایست از ورود این گزارشگر ویژه به ایران ممانعت به عمل آورد اما طی ماه‌های گذشته جمهوری اسلامی تلاش‌های بسیاری برای جلب موافقت کشور‌های عضو شورا به خرج داد تا به هر قیمتی مانع رای موافق آن‌ها به این مصوبه شود. در این ارتباط می‌توان به سفر فرستاده ویژه احمدی نژاد به برزیل اشاره کرد که البته با رای موافق و مجدانه این کشور به قطعنامه، عملا ناکام ماند.
در اینجا قصد دارم اشاره‌ای به ماهیت شورای حقوق بشر سازمان ملل داشته باشم.

چه کسی پاسخگوی مرگ دل آرام دارابی است؟

محمد مصطفایی

در ایام نوروز سال ۱۳۷۸ تصمیم گرفتم به زندان رشت برم و دختری نقاش که در انتظار اعدام بود را ببینم. تصمیمم آنی بود و فردای روز تصمیم با خودروی شخصی‌ام به سمت رشت رفتم. دلهره عجیبی داشتم اما دوست داشتم دل آرام درابی دختری که در سن ۱۷ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود را ببینم. دوست داشتم برایش کاری انجام دهم. چند بار درباره ماجرایش در روزنامه‌ها مطالبی نوشته بودم. به رشت رسیدم و بعد از اخذ دستور از دادیار ناظر زندان به اتاقی که زندانیان را برای ملاقات به آنجا می‌آوردند رفتم. چند مامور هم در این اتاق بودند. وقتی دستور قاضی را به یکی از آن‌ها دادم. مسئول مربوطه به من نگاه کرد و گفت آقای مصطفایی شما هستید. گفتم بله چطور. گفت هیچ. در مورد شما زیاد شنیده بودم و امیدوارم بتوانید کاری برای دل آرام انجام دهید تا اعدام نشود. این مامور می‌دانست که دیگر کاری از دست کسی بر نمی‌آید. تقدیر دل آرام دارابی اعدام است و چون دستی قدرتمند کمر بر اعدام این جوان بسته است. اعدامش حتمی است.

خانه های بدون بام ایول، درتحجُّر برف و بوران زمستان 1389

ش.پ : 0035/89/304/6351

از فصل، ماه، هفته و روز دیگر گذشته، و تیک تیک عقربه ی ساعت به پایان سال نزدیک است و تحویل سال از 89 به 90 و اعلام سال نو با بوق و کرنا، وخواندن آیه ی تحویل سال به روال هر ساله : " یا مقلِّبَ القلوبِ والابصار، یا مدبِّرَاللیلِ والنّهار، یا مُحَوِّلَ الحول و الاحوال، حوِّل حالنا إلی أحسَنِ الحال." (1) ولی بدون این که تحوّلی در وجود انسان مغرور و خودبین روی داده باشد؛ انسانی که نتوانسته است با گذشت عمر چند ساله ی خود و دیدن حوادث و وقایع آفاقی و أنفُسی در پیرامونش درس عبرت گیرد، وهم چنان با تکیه بر زر و زور و عدم دگر اندیشی زندگی را بر گروهی که تعلقات جسمانی و روحانی به آب و خاک وطن مألوف خود دارند، راه را بر آنان سد نموده واز طرفی سخن از عدالت اجتماعی و صلح وسلام وامنیت سر می دهد که هیچ کدام آن حداقل برای خودش هم که مدعی آن است، فراهم نیست؛ چون خداوند مخاطباً للانسان فرموده است : " آنچه را برخود نمی پسندی بر دیگران مپسند." (2)

Syndicate content