Skip navigation.
Home
ترویج حقوق بشر در ایران

به بهانه تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران

مازیار مهدوی فر


سرانجام تلاش‌ لابی‌های جمهوری اسلامی در میان کشور‌های عضو شورای حقوق بشر‌ سازمان ملل ناکام ماند و اعضای این شورا با اکثریت مطلق، رای به محکومیت جمهوری اسلامی در این شورا داده و این محکومیت، منجر به تعیین گزارشگر ویژه برای ایران، جهت بررسی و گزارش موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی از نزدیک خواهد شد.
این رای با موافقت ۲۲ کشور از میان ۴۷ کشور عضو شورای حقوق بشر به ثمر نشست. اگرچه در نخستین واکنش‌ها نسبت به این قطعنامه، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی این تصمیم را سیاسی و تحت تاثیر نفوذ آمریکا دانست و رییس کمیسیون امنیت ملی نیز اعلام کرد که ایران نباید این تصمیم را بپذیرد و می‌بایست از ورود این گزارشگر ویژه به ایران ممانعت به عمل آورد اما طی ماه‌های گذشته جمهوری اسلامی تلاش‌های بسیاری برای جلب موافقت کشور‌های عضو شورا به خرج داد تا به هر قیمتی مانع رای موافق آن‌ها به این مصوبه شود. در این ارتباط می‌توان به سفر فرستاده ویژه احمدی نژاد به برزیل اشاره کرد که البته با رای موافق و مجدانه این کشور به قطعنامه، عملا ناکام ماند.
در اینجا قصد دارم اشاره‌ای به ماهیت شورای حقوق بشر سازمان ملل داشته باشم.

چه کسی پاسخگوی مرگ دل آرام دارابی است؟

محمد مصطفایی

در ایام نوروز سال ۱۳۷۸ تصمیم گرفتم به زندان رشت برم و دختری نقاش که در انتظار اعدام بود را ببینم. تصمیمم آنی بود و فردای روز تصمیم با خودروی شخصی‌ام به سمت رشت رفتم. دلهره عجیبی داشتم اما دوست داشتم دل آرام درابی دختری که در سن ۱۷ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده بود را ببینم. دوست داشتم برایش کاری انجام دهم. چند بار درباره ماجرایش در روزنامه‌ها مطالبی نوشته بودم. به رشت رسیدم و بعد از اخذ دستور از دادیار ناظر زندان به اتاقی که زندانیان را برای ملاقات به آنجا می‌آوردند رفتم. چند مامور هم در این اتاق بودند. وقتی دستور قاضی را به یکی از آن‌ها دادم. مسئول مربوطه به من نگاه کرد و گفت آقای مصطفایی شما هستید. گفتم بله چطور. گفت هیچ. در مورد شما زیاد شنیده بودم و امیدوارم بتوانید کاری برای دل آرام انجام دهید تا اعدام نشود. این مامور می‌دانست که دیگر کاری از دست کسی بر نمی‌آید. تقدیر دل آرام دارابی اعدام است و چون دستی قدرتمند کمر بر اعدام این جوان بسته است. اعدامش حتمی است.

خانه های بدون بام ایول، درتحجُّر برف و بوران زمستان 1389

ش.پ : 0035/89/304/6351

از فصل، ماه، هفته و روز دیگر گذشته، و تیک تیک عقربه ی ساعت به پایان سال نزدیک است و تحویل سال از 89 به 90 و اعلام سال نو با بوق و کرنا، وخواندن آیه ی تحویل سال به روال هر ساله : " یا مقلِّبَ القلوبِ والابصار، یا مدبِّرَاللیلِ والنّهار، یا مُحَوِّلَ الحول و الاحوال، حوِّل حالنا إلی أحسَنِ الحال." (1) ولی بدون این که تحوّلی در وجود انسان مغرور و خودبین روی داده باشد؛ انسانی که نتوانسته است با گذشت عمر چند ساله ی خود و دیدن حوادث و وقایع آفاقی و أنفُسی در پیرامونش درس عبرت گیرد، وهم چنان با تکیه بر زر و زور و عدم دگر اندیشی زندگی را بر گروهی که تعلقات جسمانی و روحانی به آب و خاک وطن مألوف خود دارند، راه را بر آنان سد نموده واز طرفی سخن از عدالت اجتماعی و صلح وسلام وامنیت سر می دهد که هیچ کدام آن حداقل برای خودش هم که مدعی آن است، فراهم نیست؛ چون خداوند مخاطباً للانسان فرموده است : " آنچه را برخود نمی پسندی بر دیگران مپسند." (2)

مجمع مسجونان

(به مناسبت تبدیل حكم ده ساله ی مسجونیت یاران عزیز ایران به بیست سال)

مسجون بهایی كسی است كه بدون هیچ دلیل و برهانی، هیچ تقصیر و گناهی، هیچ ظلم و جفایی، با تهدید و تغیر اخذش كنند و به گوشه ی زندانش افكنند؛ او كسی است كه به صرف ایمان راستینش به مظهر بدیع الهی و به سبب محبت آتشینش به عالم بشری، با غضب و قلدری بگیرندش و به زندانش برند. مسجون بهایی كسی است كه عمری خدمت خالصانه پشت سر دارد و سالیانی محبت بی شائبه در كارنامـه. او چون خدا را می پرستیده؛ پیام آوربدیعش را قبول داشته، از تعالیم جدیدش تبعیت می كرده؛ و شب و روز به محرومان و مظلومان می اندیشیده، با خفت و خشونت اخذش كرده و به سلول منفردش انداخته اند. زندانی بهایی كسی است كه اموالش را تاراج كرده، وسایلش را ضبط نموده، حرمتش را تضییع كـرده، و بدون هیچ دلیل و مدركی به سجنش برده اند. او كسی است كه آن چنان سخت و ستمگرانه از حقوق انسانی و مدنی و شهروندی محرومش كرده و از ارتباط با خـاندان و عزیزانش بریده اند كه حتی از ساعتی حضور در جلسه ی تذكر همسر باوبا هم بازش می دارند.
اما هر بهایی مخلصی كه در احوال مسجونان بیندیشد و به اوضاع زندان های ایران فكر كند، ممكن است پرسش هایی در ذهنش شكل گیرد كه مشتاق یافتن پاسخی برای آن ها باشد؛ و چنین است زیرا تأملی از این دست، فكر آدمی را برمی انگیزد و روح انسانی را به جستجو وامی دارد. آری هر بهایی بیدار دلی ممكن است از خود بپرسد:

زنی را...

شعراز فریبا شش بلوکی

 

زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون

آیا اسلام با آزادی دین و بیان مخالف است؟

torre_taghizadeh.
چهارمین نامه سرگشاده جناب عنایت الله سنائی به رئیس قوه قضائیه صادق لاریجانی

ریاست محترم قوه قضاییه، آیت الله صادق لاریجانی
احتراماً قبل از بیان هر مطلبی لازم می دانم به این نکته اشاره نمایم که نامه های بنده به حضور آن جناب و نیز دیگر مسئولین محترم نظام جمهوری اسلامی، صرفاً به عنوانِ یک سلسه نامه های خشک اداری نبوده و نیست .بلکه هدف، بیانِ واقعیت ها و حقایقی است که در قلبِ همۀ کسانی که به نوعی در معرضِ ظلم و ستم های بسیار در دورانِ 32 سالۀ انقلابِ اسلامیِ ایران قرار گرفته اند، جایگزین بوده و دیر یا زود مورد قضاوتِ اهلِ عالم و تاریخِ بشریت قرار خواهد گرفت. در ضمن جا دارد که در همین جا به اعتراضی که از نامه های قبلی ام شده است ،مختصراً مطالبی عرض نمایم که البته این اعتراض در اصل متوجه مسئولینِ حکومتی بوده و پاسخِ آن را نیز هم آنها باید بدهند. زیرا لازم است در نهایتِ تأسّف عرض نمایم که گروه هائی از مردم از اینکه بنده اسلام را طرفدارِ آزادی و مساوات دانسته و اهلِ تساهل و تسامح معرفی می کنم ، ناراضی هستند. زیرا این گروه چنین طرزِ تفکری از دیانتِ اسلام را ، آن هم از یک شهروندِ بهائی که خود و همسرش و نیز تقریباً اکثرِ همکیشانش در دورانِ انقلاب در معرضِ انواع و اقسامِ مصائب و بلایا و محرومیت ها بوده و هستند ، نپذیرفته و حتی موجب حیرتشان می شود. و عجیب تر آن که با تمامِ این تفاصیل بعضی از مسئولینِ محترم به پیروی از بعضی مراجعِ تقلید، ما را ضدّ اسلام و دشمنِ مسلمین معرفی می نمایند. که البته در این نامه مجالِ پرداختن به آن نبوده وانشاءالله در یکی از نامه های دیگر در ردِ این تهمتِ آشکار پاسخهای لازم داده خواهد شد.

هفت سین نوروزی عفو بین الملل

yaran_1.jpg
 سازمان عفو بین الملل، در فراخوانی که به مناسبت فرارسیدن نوروز منتشر کرده است می نویسد با آغاز سال نوی باستانی ایرانی در آغاز بهار، مایلیم که از چندین زندانی شجاع که در زندان های ایران هستند، یاد کنیم. این سازمان مدافع حقوق بشر همچنین از مردم دعوت می کند که با ارسال کارت های ساده تبریک به زندانیان، و نوشتن جملات کوتاهی مانند «نوروز مبارک»، «در ایام نوروز به یادتان هستیم» و یا «امیدوارم حالتان خوب باشد» از آنان یاد کنند. عفو بین الملل تاکید می کند که این جملات کوتاه را می توان به فارسی یا انگلیسی نوشت ولی به هیچ عنوان نام سازمان عفو بین الملل و یا اشاره به پرونده آنان، ذکر نشود.

این سازمان مدافع حقوق بشر همچنین پیشنهاد می کند که بهتر است تصاویر کارت ها از مناظر و گلهای بهاری باشد که یادآور نوروز، امید و نوشدن است و فرستندگان از ذکر وضعیت سیاسی، حقوق بشر و یا روابط ایران و آمریکا نیز خودداری کنند.فراخوان تاکید می کند که مردم از ارسال کارت هایی که عکس افراد و یا بطری های شراب و دیگر نوشیدنی های الکلی است خودداری کنند.

قدمی برداریم

برداشتی آزاد از نوشته رها ثابت زندایی بهایی در شیراز


بالشی از پر قو و زیراندازی نرم،
یک لحاف
يك قدک گلناری
و دو صد ناز برای مادر، پدر یا همسر
و چه سان فهم توان کرد :
یک پتو ، جای نمور، سرد و خشن.
سوز سرما و شبی نامانوس
و خیالی نگران

دلم شکسته است

دلم شکسته است

تقدیم به : خودم -
و آندسته از هموطنانی که در ایام عید نوروز،
عزیزی از عزیزانشان به دلیل مسائل عقیدتی – سیاسی در زندان جمهوری اسلامی به سر می برند.
در حالی که بسیاری از خاطیان آزادند.


دلم شکسته است.
چگونه نشکند از این همه ستم
- که رفته بر عزیزتر ز جان ِ من.
دلم شکسته است.
دلم دو ماه و هفت روز می شود
که از فراق و دوری تو بهترین ترنّم حیات
- شکسته است.

بی خط فاصله

mahvash_sabet.png

شعراز خانم مهوش ثابت

 

 

 

 

 

 

بی خط فاصله رو به روی هم زانو به زانو

چشم در چشم

فارغ از آنچه هست و بود

خیره در آن آب

آینه های آب آلود

در جستجوی آن روشنترین نقطه در جهان

آن درخشش جاویدان

آنجا که خورشید تاج مرصعی است بر تارک عروس جهان

روی کوه عشق

Syndicate content