Skip navigation.
Home
ترویج حقوق بشر در ایران

آیا بهائیان در ایران تبلیغ می کنند؟

torre_taghizadeh.

 

نامه هفتم جناب عنایت الله سنایی همسر مهندس طره تقی زاده که به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم به 22 ماه حبس تعزیری شدند و هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان شهرستان ساری می گذرانند.

 

رئیس محترم قوه قضائیه آیت الله صادق لاریجانی .

احتراما: در جوابِ این سؤال که آیا بهائیان در ایران به معنیِ اَخَصِّ کلمه ، تبلیغ نموده و یا علناً به انتشارِ احکام و تعالیمشان مشغول بوده یا هستند ، به چند دلیل جواب این سؤال منفی می باشد.

دلیل اول :

بر حسبِ آنچه در فرهنگ ها و کتب لغات آمده است و نیز بر اساسِ تفسیرِ شورایِ عالیِ انقلابِ فرهنگی ایران، کلمۀ تبلیغ : به معنی اشاعۀ یک فکر یا عقیده بوده و لازمۀ اشاعۀ هر فکر و عقیده ای نیز مستلزم استفاده از وسایلِ ارتباطِ جمعی (نظیرِ رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات ، نطق در مجامعِ رسمی و انتشارِ کتب و مقالات و غیره ) می باشد.ولی همانطور که مستحضرید ، بهائیان در ایران هرگز به این وسایل دسترسی نداشته و ندارند ، به همین دلیل چنین اتّهامی نیز ضرورتاً مُنتَفی و غیر منطقی به نظر می رسد. بنابراین زمانی که یک فردِ بهائی از واژۀ تبلیغِ دینی استفاده می کند ، هدفش صرفاً رفع سوء تفاهمات از اذهانِ نفوس و بیانِ حقایقِ صحیحِ دینیِ خود ، آن جهتِ نقضِ اتّهاماتِ ناروا و رفعِ تهمت ها و افترائاتِ کثیره ای است که از طرفِ بعضی از مسئولینِ حکومتی و نویسندگانِ جرائد و نشریات منتشر شده و می شود.

اما

اشکی برای تمام رنجهای نوع بشر

bahai1.jpg

از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مرد

گر چه آدم زنده بود

 

این جملات برای اکثر علاقمندان فرهنگ و ادب آشناست. چندین دهه پیش، زنده یاد فریدون مشیری تحت تأثیر فجایع زمان خود –ویتنام، کنگو و...- "اشکی در گذرگاه تاریخ" فشاند. شعری که با این عبارات آغاز می شد و ادامه می یافت تا به جایی که: «قرن ما روزگار مرگ انسانیت است...».

متحیرم که اگر فریدون مشیری امروز حضور داشت و شاهد اتفاقاتی بود که در تمام دنیا و در وطن محبوبش، ایران، رخ می دهد، چه می گفت؟ فجایع طبیعی و انسانی دست به دست هم داده و در همه جا نوع بشر را گرفتار ساخته: ژاپن، بحرین، لیبی، هائیتی، امریکا، افغانستان... برای کدام یک باید گریست؟ برای کدام یک از رنجهای بی شمار نوع بشر؟

اما تمام این رنجها، جایی همین نزدیکی در ایران، در ابعادی کوچکتر و به شکلی شدیدتر نمود یافته، و آن زندان قرچک ورامین است، جایی که

بررسی حقِ آزادی بیان در اسلام، نامه ششم آقای عنایت الله سنائی، همسر خانم طره تقی زاده

torre_taghizadeh.

(از دیدگاهِ علماء و محققینِ اهلِ تسنّن )

نامه ششم

خطاب به رئیسِ قوّۀ قضائیه آیت الله صادق لاریجانی

 

 

 

با احترام : مقدمتاً باید عرض کنم از استقبالی که توسط بیندگان محترم در بعضی از سایتها از نامه چهارم ، تحت عنوان :" آیا اسلام با آزادی دین و بیان مخالف است "؟ به عمل آمد. بر آن شدم که قسمتهای دیگری از مطالعات و تحقیقات خویش را راجع به آزادی دین و بیان از منظر اسلام در اختیار بیندگان بسیار عزیز و منصف بگذارم لذا جهتِ توضیح و تِذکار عرض می شود که :

1- در نامه چهارم آزادی دین و بیان از دیدگاه قرآنِ کریم و پیامبر اکرم(ص) و بعضی ائمه اطهار مورد بررسی قرار گرفته است.

2- در نامه پنجم نظرات و آراء بعضی از علما و محققین بزرگِ شیعه را در پیرامونِ موضوع فوق جویا شده و به این نتیجه رسیدیم که آزادی بیان و دین در اسلام سابقه 1400 ساله دارد.

3- در ششمین نامه ، به درجِ خلاصه ای از نظرات و آراء علما و محققینِ محترمِ اهلِِ تسنّن (که جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر از مسلمین را شامل می شوند ) مبادرت می شود .

و در این راستا ، کاملترین و جامع ترین اثری که مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است کتابی است تحت عنوان " آزادی های عمومی در حکومت اسلامی " که از لابلای مطالبِ مطروحه در این اثرِ نفیس که مشتمل بر 521 صفحه می باشد می توان به صدها دلیل و مطلبِ مهم در پیرامونِ حقوق و آزادیهای انسان در اسلام ، حقوق و آزادی های سیاسی و عقیدتی و نیز ساز و کار تضمین آزادی های عمومی و جلوگیری از ظلم و ستم در نظام اسلامی برخورد نمود که تمامِ نظرات ابراز شده ، مستند و مستدل بوده و آنچه از دلایلِ عقلی و نقلی هم بدونِ قید ِصریح از منابعِ آنها ،درج گردیده است نیز اشاراتی ضمنی به احکام و تعالیم اسلامی ( اعم از قرآنِ کریم و بیانات پیامبرِ اکرم و ائمه هدی ) دارد.

تو یاد مگیر (1)

ترجمه

 

دکتر بهروز ثابت

 

خبرهای ناخوشایند و نامیمونی از سرزمین ایران می‌رسد گویای آن که قوای حکومتی به منازل معلّمان، مدیران، و محصّلان مؤسّسۀ بهائی تحصیلات عالیه مهاجم شده‌اند و تعداد کثیری را به اسارت گرفته‌اند.  آنها دست به مصادرۀ رایانه‌ها و اسناد و مدارک زده کلاس‌های درس و آزمایشگاه‌ها را مُهر و موم نموده‌اند. این قبیل اعمال کیفرخواستی علیه نفس تحصیل علم است؛ این اعمال تهدیدی برای حقوق انسانی جهت یادگیری است، و مستلزم عطف توجّه و عکس‌العملی مناسب از جانب جامعۀ جهانی ملل، سازمان‌های حقوق بشر و مؤسّسات تحصیلات عالیه است.

جوامع بین‌المللی و حقوق بشر کاملاً واقفند که از سنۀ 1979 که جمهوری اسلامی در ایران تأسیس شد، اقدامات شدید، سازمان یافته و هماهنگ شدۀ ایذایی علیه جامعۀ بهائی، که بزرگترین اقلّیت دینی این کشور است، ازدیاد یافت.  مدیران منتخب جامعۀ مصیبت‌زده و مطیع قانون بازداشت، محبوس و شکنجه شدند.  از سنۀ 1979 تا کنون، متجاوز از دویست تن از آنان، بدون ادنی جریان مناسب قانونی و بی آن که توجّهی به اجرای عدالت گردد، اعدام شده‌اند.  اماکن مقدّسۀ بهائی تخریب شد و تشکیلاتی که به ادارۀ امور امریه مشغول بودند غیرقانونی اعلام شدند.  قبرستان‌های بهائی در معرض هتک حرمت قرار گرفته تخریب  شدند.  بهائیان از مشاغل خود منفصل شدند و کلّیه محصّلین از حضور در مدارس عالی و دانشگاه‌ها ممنوع و محروم شدند.

مدارک محرمانه از دستگاه داخلی حکومت

ترانه ساز

azadeh_rostami.jpg

تقدیم: به وصال که با استقامتش ترانه ای جاودانه ساز کرد ...

وصال محبوبی شهروند بهایی ساکن ساری در شش اردیبهشت سال جاری توسط مامورین اطلاعات ساری بازداشت شد و در تاریخ 31 اردیبهشت به قید وثیقه آزاد گردید.

 

 

 

دلم نهیب می زند

لبم سکوت می کند

ازین زمانه خسته ام

دوباره دلشکسته ام ..

تو در میان بندها

چگونه من نشسته ام ؟

چگونه من نشسته ام

در این زمان که دستهای تو

به جای ساز

به سوی بند می شود دراز

در حرکت به سوی آزادی مطبوعات

آزادی مطبوعات. چه درکی از این عبارت دارید؟ ابعاد آن را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا آن را در مقیاس محلی تعریف می کنید یا ملی و یا بین المللی؟ از مفهوم آزادی در این عبارت چه برداشتی دارید؟ آیا باید مطبوعات منعکس کنندۀ افکار و نظرات تک تک افراد جامعه باشد؟ آیا وجود سطحی از کنترل دولتی را نیز بر آن مجاز می شمارید؟ جان باختن و زندانی و تبعید شدن روزنامه نگاران، آزادی مصاحبه با رسانه ها، اشاعۀ اکاذیب، تبلیغ علیه نظام، فیلتر کردن بعضی وبسایت ها و وبلاگ ها، کاهش سرعت و قطعی اینترنت، طراحی سیستم اینترنت ملّی و جدا شدن از سیستم اینترنت جهانی، پخش پارازیت روی تلویزیون های غیرموافق دولت، تشکیل انجمن های مستقل روزنامه نگاران، آموزش تخصصی روزنامه نگاری، صدور جواز برای رسانه های تازه، سرمایه گذاری دولتی در ایجاد مطبوعات مستقل، کدام یک از مصادیق آزادی مطبوعات است و کدام نیست؟ آیا فقط دولت ها می توانند آزادی مطبوعات را برقرار یا مختل کنند یا نیروهای مؤثر دیگری هم وجود دارند؟ مثلاً آیا روزنامه نگاران و شهروندان عادی می توانند خواسته یا ناخواسته دشمن آزادی مطبوعات باشند؟ اندیشیدن در این گونه پرسش ها ما را به درک بهتری از این مفهوم و کمک به برپاداشتن این اصل هدایت می کند.

محشر فرودین

ابر بهاري بـِبار آب زن اين خاك را پاك كن از راه لطف اينهمه ناپاك را

بـِدَر به شمشير برق سينه ي افلاك را به گوش عالم رسان بانگ چكاچاك را

 

شور قيامت فكن در آسمان و زمين

زنده كن اين مردگان به محشر فرودين

 

به دشت غمناك ما نشاط باران فكن غلغله ي زندگي به جويباران فكن

شوق گلستان شدن به خارزاران فكن اميد فرداي خوش به جان ياران فكن

 

ميهن افسرده را دوباره جاني بده

پير خردمند را شور جواني بده

 

ستمديدگان بخوانند و ستم پيشگان بدانند

به ياد دارم كه مرحوم عبدالحسين زرين كوب در اثر مشهورش "تاريخ در ترازو" اشاره نموده بود كه مورخان بهائي در مورد ستمي كه بر هم كيشانشان در دوره قاجاريه رفته است؛ اغراق و مبالغه نموده اند و اوضاع نه چنان بوده كه ايشان به رشته تحرير در آورده اند. اي كاش، امّا آن دانشمند فقيد، امروز زنده بود و به چشم خود مي ديد كه چگونه هموطن او را سه شنبه گذشته (13/2/90) در تنكابن، در اين قرن بيست ويكم ، چگونه با زنجير ِ تحقير، گِرد شهر گردانيده اند.

 البته در اين روزگار، ايذاء و آزار بهائيان، امري تازه نيست . روزي نيست كه از هر گوشه و كنار ميهن عزيزمان اخباري ناگوار در باره اين ستمديدگان به گوش نرسد. اخراج دانشجويان و دانش آموزان، تخريب قبرستان ها، تعطيلي محل هاي كسب و به آتش كشانيدن آنها، به زندان افكندن افراد بي گناه و محكوميت به حبس هاي طولاني، تهديد، توهين، تحقيرو ... . امّا اين بار عفريت ظلم، به شيوه اي جديد بر اين جامعه بي پناه ، روي مي گشايد و چهره اهريمني خود را بيش از پيش از نقاب برون مي اندازد.

هموطن دست از آزار بکش

شعر جدیدی از آقای عنایت الله سنایی (همسر جناب سنایی خانم طره تقی زاده محکوم به 22 ماه حبس تعزیری به اتهام تلبیغ علیه نظام می باشند و هم اکنون دوره محکومیت خود را در زندان ساری می گذرانند. نامه های سرگشاده جناب سنایی به رئیس قوه قضائیه در این ارتباط را از لینک زیر می توانید بخوانید:

با ما مسلمانی کنید!
براندازی و تبلیغ علیه نظام
آیا اسلام با آزادی دین و بیان مخالف است؟
 آزادی دین و بیان در اسلام

 


هموطن دست از آزار بکش

 

 لطف و محبتی که بعضی از خوانندگانِ این سطور در ارتباط با شعر "دلم شکسته است " ابراز داشته اند مرا بر آن داشت تا بعضی دیگراز اشعار خویش را که پس از دستگیری و زندانی شدنِ همسر بیگناهم (از تاریخ 18/ 10 / 89 تا کنون) سروده ام بالاخص تقدیمِ آندسته از عزیزانی که بیگناه و صرفا به خاطر مسائلِ دینی و عقیدتی در زندان های جمهوری اسلامی ایران بسر می برند ونیز خانواده هایشان، که در معرض انواع و اقسام مشکلات ودرگیریها می باشند نمایم.در ضمن جهت اطلاع باید عرض کنم

که شعر ذیل مربوط میشود به روز دستگیری وجلب همسرِ معصومم که شرح ِ آن در یکی از نامه های بنده که خطاب به رئیسِ محترم قوّه قضائیه ، انشاء گردیده ، منظور شده است. [1]

 

********************

 

آن زمانی که ترا ره سویِ زندان بردند

تا نشانند درآن دخمهء بیدادِ زمان

من به چشمِ دلِ خود میدیدم-

می بریدند سَرِ عدل بشمشیرِ ستم

و طنابی به درازای قَدِ ُبغض و عِناد -

بسته بر گردنِ انصاف و شرف.

آزادی دین و بیان در اسلام

torre_taghizadeh.

(از منظر علما و محققین مسلمان)

 

نامه پنجم

( از طرف عنایت الله سنائی همسر مهندس طرّه تقی زاده که به 22 ماه حبس محکوم و زندانی شده ا ند )

خطاب به رئیس محترم قوّه قضا ئیه جناب آیت الا صادق لاریجانی :

 

احتراماً همانطور که قبلاً بدان اشاره گردید پیش کشیدنِ بحثِ آزادی بیان از دیدگاه اسلام به این منظور بوده که مسئولین قضائی به متهمینِ بهائی اینطور القاء می کنند که تبلیغِ آئین بهائی ، خلافِ قوانین و مغایر با احکام و تعالیمِ دیانتِ اسلام می باشد چنانچه در طولِ چند سالِ اخیر بسیاری از بهائیان (از جمله همسرم) به همین دلیل ، یکی پس از دیگری محکوم به حبس شده و روا نه زندان ها گردیدند. لذا در نامه قبلی با استناد به آیاتِ قرآنِ کریم و نیز با ارائۀ مدارک و آثاری که حکایت از مباحثاتِ گوناگون و محاظراتِ فراوان میانِ پیامبرِ اکرم (ص) و نیز ائمۀ اطهار با بزرگان و پیشوایانِ مذاهب و مکاتبِ دیگر ( از جمله مشرکین و بت پرستان ) داشته ، بر هر فردِ منصف و آزاده ای ثابت و مبرهن گردید که اسلام در اصل هیچ گونه مخالفتی با آزادیِ دین و بیان نداشته و هر گونه سخن و ادّعائی خلافِ این حقیقتِ مسلّم ، توهینی واضح و بُهتانی آشکار به اساسِ این دینِ الهی محسوب می شود. اینکه گروهی در این عصر صرفاً به خاطرِ
Syndicate content