Skip navigation.
Home

سرگیجه : مرگ انسانیت

آقای عزت عاطفی 20 شهریور 1360 به علت اعتقاد به دیانت بهایی تیرباران شد.
________________________

پدر بزرگم را به خاطر ندارم، او را هرگز در کالبد خود ندیده ام اما روح بزرگ او را هر جا سخن از عشق و آزادی باشد رو به روی خود می بینم.
هر جا انسانی بی گناه در زندان باشد او را به یاد می آورم، گاهی از شجاعت او می هراسم که از جان عزیز در راه هدف و اعتقادش گذشت، اعتقادی که جز صلح و مژده ی آزادی نبود...
او را به تیر بستند، یک کشاورزِ بی گناه در روستایی دور افتاده ، به راستی با کدامین عقل و منطق می توان اتهام جاسوسیِ بیگانه را به او نسبت داد؟
او و دوستانش را به زندان افکندند و می خواستند که وجود خودشان را انکار کنند...انکار کنند که به نجات آدمی امیدی هست و ایشان نکردند.
وقتی دیدند هیچ جور امیدی به اصلاحش (!!) نیست به او گفتند " آزادی، برو". و انسانیت را، آنگاه که به گمان آزادی به سمت خانه و خانواده اش می رفت از پشت هدف گرفتند... و به خاک و خون کشیدند جسمش را زیرا کوته نظرانی بودند که نمی دیدند روحش را در اوج!


و خانواده ای با هفت فرزند که دیگر چهره ی پدر را باید در لایه های دور حافظه ی شان جست و جو کنند،
و پدرم، جوانی حدودا بیست ساله که به اجبار مرد خانه نام گرفت، مردِ خانواده ای که به سبب اخراج از افوسِ فریدن بی وطن نیز شده بودند و تنها با لباس تنشان در آن وضع اسفناک راهی شهری دیگر شدند!
و سخت است باور این پیشامد وقتی نظر به بی گناهی قربانیانش کنی و چه آسان است باورش، هنگامی که پلیدیِ مسببانِ متعصبش را در نظر آوری.
"جسد پدرت را تحویل بگیر و در نیمه شب خاک کن، تا آن را طعمه ی جانوران نکنیم"
نیمه شب؟ آری که مبدا جنایتِ هولناکشان را جز سیاهی شب بیننده ای به نظاره بنشیند.
چه نیروی مافوق بشری می تواند توانِ این کار را به جسم خسته ات بدهد؟ باری، می توان اثبات کرد که عشق، ایمان و اعتقاد به هدف، به ارث میرسد!


و من...اکنون در سرزمینی یخزده به انتظار طلوعِ آفتابم، ولی اینجا شب انگار پایانی ندارد..که هنوز در آسمانش ستاره ها را در بند می کنند...و زمین سختش را امیدی به رویش گیاه نیست...


تاریخ توقف کرد، در حافظه دنیا
با حادثه ای از عشق، در خانه ی ما اینجا
افسانه نبود این عشق، تاوان حقیقت بود
یک خاطره از محشر، امکان قیامت بود
 
از آقای سپهر عاطفی که اجازه دادند این مطلب را از وبلاگ ایشان نقل کنیم تشکر می کنیم
 
سایت آگاهی
 
آدرس منبع  :
http://sep-sargije.blogspot.com/2009/02/blog-post.html

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options