Skip navigation.
Home

صلح جهانی: رویایی فانتزی یا حقیقتی دست نیافتنی -- نگاهی اجمالی به بیانیۀ ( وعدۀ صلح جهانی ) - قسمت اول

جنگ جهانی دوم با بیش از صد میلیون کشته و زخمی در سال 1945 به اتمام رسید. در میان غریو شادی و امید جهانیان، سازمان ملل متحد برای پاسداری از یک صلح دائمی و پایدار تأسیس شد و به سرعت سازمانهای جهانی منضم به آن و یا در کنار آن ظاهر شدند، هر چند تأسیس سازمان ملل متحد گام بلندی رو به جلو بود اما هرگز بشریّت را به آنچه آمال و آرزویش بود نرساند. بزودی جنگ ها و انقلابات استقلال طلبانه، جنگ ها و کودتاهای مکرر داخلی برای کسب قدرت، جنگ های بین ملل در سطوح منطقه ای و بالاخره جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی بین بلوک های شرق با ایدئولوژی کمونیسم و به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و غرب با ادعای حفاظت از حقوق انسانها و لیبرالیسم، ذهن مردم جهان را با اضطرابی ناشی از آغاز جنگی خونبارتر از گذشته به خود مشغول داشت. هر چند در این سالها، جنگی عمومی روی نداد ولی به دلائل فوق مردمان زیادی به خاک و خون کشیده شدند، شهرهای بسیاری به ویرانه بدل شدند و انسان های فراوانی از دیار خود آواره گشتند،
برتراندراسل در دهۀ 70 ( م ) اعلان نمود که از پایان جنگ جهانی دوم تا آن زمان تنها 26 روز در جهان ، صلح مستقر بوده است! (1)

در آغاز دهۀ 90 ( م ) با از هم پاشیدن بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی، بار دیگر با تک قطبی شدن نظام قدرت در جهان، جهانیان امیدی هر چند کم رنگ به استقرار صلح یافتند. 11 سپتامبر 2001 دنیا با شنیدن خبر برخورد هواپیمای مسافری به هدایت اعضای القاعده، با ساختمان های دوقلوی تجاری امریکا و کشته شدن حدود 3000 انسان، به شوک عجیبی فرو رفت. به فوریت دولت امریکا اعلان نمود که برای استقرار امنیت ملّی و نیز امنیّت جهانی با تروریست ها وارد جنگ خواهد شد، افغانستان و عراق با فاصلۀ اندک مورد حملۀ نظامی قرار گرفتند و نظام حاکم بر آنها ساقط شدند. مبارزه ای بی امان علیه تروریسم در منطقۀ خاورمیانه آغاز شد و به سرعت کل منطقه صحنۀ منازعات گسترده بین امریکا و گروه های تروریستی گشت. در این گیر و دار قیام مردم در چندین کشور خاورمیانه و شمال افریقا که از آن با نام " بهار عربی" یاد می شود همچون بادی، آتش خونریزی و کشمکش را افروخته تر نمود، آغاز جنگ داخلی در سوریه در سال 2012 قیامتی برپا نمود و ظهور گروه "داعش" گروه کاملاً سازمان یافته، بسیار خشن و افراطیِ فراملیّتی در جغرافیای منطقه و سرریز شدن اعضای گروه القاعده در کشورهای متعدد و حمله های مکرر و مرگ بار انتحاری و نیز دخالت کشورهای دور و نزدیک در این منازعات و بالاخره حملۀ نظامی عربستان به یمن و البته نزاع دائمی اسرائیل با گروه های مختلف فلسطینی و هواداران آنها، خاورمیانه را به جهانی از جنگ، خشونت، مرگ و نفرت تبدیل نمود. اگر به این جمله مهاجرت میلیونی انسان های بی گناه، از کودکان خردسال تا پیران کهنسال از این منطقه را با قبول ریسکِ انتخابی بین مرگ و زندگی بیافزاییم، صحنه ای سراسر درد و رنج و کشتار و فجایعِ مختلف در برابر جلوه می نماید که روح هر انسانی را به شدت متأثر و متألّم می سازد. موج توجه جهانیان به این صحنه را در عکس العمل آنان به عکسِ "آلان سه ساله" می توان دیدکه به نمادی غم انگیز از آنچه در این لحظات تاریخ بر مردم این منطقه از کره زمین می گذرد، تبدیل شد. بنیاد گرایی خشن و افراطی کار خود را نمود و جهان را به لبه پرتگاه جنگ مهیب دیگری کشانید. هم اکنون مردم جهان با چشمانی نگران به تحوّلات این منطقه نگرانند و از وسعت گرفتن دامنۀ جنگ در تشویش.
با این وجود آیا تا به حال به مسئولیت خود در قبال این وقایع دردناک اندیشیده ایم؟ آیا در قبال نجات خود و نسل های آینده می توانیم بی تفاوت بنشینیم و تنها نظاره گر و منتظر فرشته نجات بمانیم؟ به نظر می رسد در برابر اوضاع وخیم و اسف انگیز موجود، کرخت و سست شده ایم و امیدی برای بهبودی اوضاع در قلوبمان نمانده است، یا شاید به گفته اولریش یک به نقطه ای رسیده ایم که می توان مدعی شد" فاجعه اصلی این است که ما دیگر قادر به تشخیص فاجعه نیستیم ".(2)
سی سال پیش در اکتبر 1985 بیانیه ای از مرکز جهانی بهایی خطاب به جامعۀ بشری خصوصاً رؤسا و سران ممالک صادر و به آنان از جمله آقایان گورباچف و ریگان، رؤسای جمهور وقت اتحاد جماهیر شوروی و امریکا ارائه شد. این پیام که "وعده صلح جهانی" نامیده شده است دارای یک مقدمه و چهار بخش است و در آن به روشنی به علل بروز جنگ در طول تاریخ و عصر فعلی پرداخته شده و علل عمیق و ریشه ای آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و در هر یک از بخش ها، خصوصاً بخش های دوم و سوّم، راه حل های برون رفت از وضیعت بغرنج جنگ و ستیز به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
در پارگراف های دوم و سوّم مقدمه، در بارۀ نگاه بهاییان به آینده جهان و موقعیت عامی که مردم جهان را بر سر یک دو راهی انتخاب قرار داده است، چنین میخوانیم :
"... این اوّلین بار در تاریخ جهان است که می توان تمام کرۀ زمین را با وجود اختلافات بیشمار مردمش به شکل یک واحد مجسم کرد. پس استقرار صلح جهانی نه تنها امکان دارد بلکه اجتناب ناپذیر است و مرحلۀ دیگری از ترقّی و تکامل عالم است که به قول یکی از متفکرین بزرگ مرحلۀ جهانی شدن عالم بشری است.
صلح جهانی آیا فقط بعد از وقوع وحشت و بلایی عظیم که مولود تمسّک مصرّانه بشر به روش های ناهنجار قدیمی است باید تحقق یابد یا آن که فی الحال صورت پذیر است و از طریق اراده و عزمی راسخ که نتیجۀ مذاکره و مشورت باشد، حاصل خواهد شد؟ اختیار یکی از این دو راه امروز در مقابل اهل عالم قرار گرفته است. اگر بشر در این موقع بحرانی و حساس که مشکلات بی شمار ملل مختلفه به یک شکل مشترک یعنی بیم در باره سرنوشت جهان مبدّل گشته، در نابودی جنگ و آشوب موفق نشود به مسئولیّت وجدانی خویش عمل نکرده است". ....
از این منظر صلح جهانی نه تنها اجتناب ناپذیر است بلکه ضرورتی فوری و حیاتی دارد که ؟ استقرارش می تواند نصیب نسل جدید جامعۀ انسانی گردد. پس از آن چند موضوع مورد بررسی قرار می گیرد. اول به قدم های مثبت و رو به پیشرفتی که بشریت در قرن بیستم به سوی صلح و وحدت برداشته اشاره می شود و به دنبال آن به نارسایی و ناتوانی ساختاری نظم کنونی جهان که توفیقی در استقرار صلح نداشته است توجه می گردد. و آن را ناشی از یک نگرش شایع اما غلط دربارۀ ذات و ماهیّت انسان می داند. نگرشی که به سرعت این گفته "هابز" متفکر انگلیسی را به یاد می آورد که" انسان گرگ انسان است " همان تفکری که تجاوز، تعدی گری و خودپرستی را ؟ در ذات و طبیعت انسان می پندارد و به این ترتیب برای هر نوع خشونتی توجیهی ذات گرایانه می تراشد. در ادامه این نظریه را مردود و بدون آن که، آنچه را در گذشته بر سر بشر آمده است انکار نماید، جنگ را از خصائص دوران صباوت و کودکی انسان و آشوب و منازعۀ کنونی را از ویژگی های دوران پر شور و شرّ نوجوانی که خود مقدمۀ ورود بشر به مرحلۀ بلوغ است موعود است، می داند. مقدّمه با اطمینان به عالم انسانی از این که انقلابات کنونی نه تنها سبب نابودی تمدّن بشری نمی گردد که مآلاً انسان را به دوره ای از ایجاد و ساخت نظامی جهان که تا کنون عالم انسانی تجربه ننموده است، وارد می سازد، پایان می یابد ...
قسمت دوم: در بخش اول در آنچه قادر است آغاز گر یک صلح جهانی شود رمز گشایی می گردد. افزایش دانش و معرفت بشر نسبت به مواهبی که در روح انسانی موجود است که "عقل نیز از خواص ذاتی آن است و قوائی چون محبت، آگاهی و ارادۀ معطوف به عمل، همه نیروهائی هستند که اگر به خوبی در نهاد افراد انسانی پرورش یابد، زمینه بسیار مناسبی برای ایجاد صلح فراهم می آید. چنان که در طول تاریخ، تکامل و ترقی همین عوامل بوده که بشر را به مراحل عالیۀ رشدش، هدایت نموده است. امّا این قوا چگونه برانگیخته می شود و انسان چگونه می تواند راهی برای پرورش و رشد این قوا بیابد، تاریخ اعتلاء و انحطاط تمدن های بشری پاسخگوست. دین – همان متهّم اصلی منازعات و کشتارهای این سال های اولیّه قرن بیست و یکم – عاملی است که توانائی دارد این قوای نهفته در طبیعت انسان را، ظاهر سازد و به میدان عمل کشاند، لذا قطعاً هیچ کوشش معتبری در راه اصلاح امور انسانی و تأسیس صلح جهانینمی تواند از امر دین غافل ماند... " و البته نیز نمی توان تغافل نمود و این نکته را منکر شد که سوء استفاده از این قوّه در بروز بسیاری از فتنه ها و آشوب ها در جامعه و ظهور جنگ و جدال بین افراد ] و مال [ سهمی بسزا داشته است." دورکیم جامعه شناس بزرگ اواخر قرن 19 هر چند با رویکردی متفاوت در خصوص منشاء دین معتقد است "دین که واقعیتی غیر مادی و سازنده ارزش ها و هنجارهای جامعه است، مهمترین عامل مؤثر در ایجاد وحدت جمعی جامعه محسوب می گردد. (3) اما نباید دین را با آنچه پیروان و خصوصاً رؤسا و پیشوایان ادیان با انگیزۀ سلطه جویی و برتری خواهی و یا تعصّب موهوم و مخرّب انجام می دهند، اشتباه گرفت." کسانی که چشم بسته و خود خواهانه اصرار به اعتقادات مخصوص و محدود خود و تفاسیرس غلط و ضدّ و نقیض از کلام پیغمبران خدا را به پیروان و مریدان خویش تحمیل نموده اند مسئولیت سنگینی در ایجاد این سرگردانی و آشفتگی بر اثر موانع و سدهای مصنوعی که میان عقل و ایمان و علم و دین برپا گشته غلیظتر و شدیدتر می گردد. اگر به طور شایسته و به نظر انصاف در متون کتب آسمانی تحقیق شود از وجود وحدتی که بین عناصر اصلی ادیان و ارزش هائی که آنان بر آن تاکید و اصرار می ورزند، دچار شگفتی و اعجاب می شویم. ارزش هایی که هر یک به مثابه نیرویی می تواند در جهت صلح به کار گرفته شود.

ادامه دارد

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options