Skip navigation.
Home

بررسی حقِ آزادی بیان در اسلام، نامه ششم آقای عنایت الله سنائی، همسر خانم طره تقی زاده

torre_taghizadeh.

(از دیدگاهِ علماء و محققینِ اهلِ تسنّن )

نامه ششم

خطاب به رئیسِ قوّۀ قضائیه آیت الله صادق لاریجانی

 

 

 

با احترام : مقدمتاً باید عرض کنم از استقبالی که توسط بیندگان محترم در بعضی از سایتها از نامه چهارم ، تحت عنوان :" آیا اسلام با آزادی دین و بیان مخالف است "؟ به عمل آمد. بر آن شدم که قسمتهای دیگری از مطالعات و تحقیقات خویش را راجع به آزادی دین و بیان از منظر اسلام در اختیار بیندگان بسیار عزیز و منصف بگذارم لذا جهتِ توضیح و تِذکار عرض می شود که :

1- در نامه چهارم آزادی دین و بیان از دیدگاه قرآنِ کریم و پیامبر اکرم(ص) و بعضی ائمه اطهار مورد بررسی قرار گرفته است.

2- در نامه پنجم نظرات و آراء بعضی از علما و محققین بزرگِ شیعه را در پیرامونِ موضوع فوق جویا شده و به این نتیجه رسیدیم که آزادی بیان و دین در اسلام سابقه 1400 ساله دارد.

3- در ششمین نامه ، به درجِ خلاصه ای از نظرات و آراء علما و محققینِ محترمِ اهلِِ تسنّن (که جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر از مسلمین را شامل می شوند ) مبادرت می شود .

و در این راستا ، کاملترین و جامع ترین اثری که مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است کتابی است تحت عنوان " آزادی های عمومی در حکومت اسلامی " که از لابلای مطالبِ مطروحه در این اثرِ نفیس که مشتمل بر 521 صفحه می باشد می توان به صدها دلیل و مطلبِ مهم در پیرامونِ حقوق و آزادیهای انسان در اسلام ، حقوق و آزادی های سیاسی و عقیدتی و نیز ساز و کار تضمین آزادی های عمومی و جلوگیری از ظلم و ستم در نظام اسلامی برخورد نمود که تمامِ نظرات ابراز شده ، مستند و مستدل بوده و آنچه از دلایلِ عقلی و نقلی هم بدونِ قید ِصریح از منابعِ آنها ،درج گردیده است نیز اشاراتی ضمنی به احکام و تعالیم اسلامی ( اعم از قرآنِ کریم و بیانات پیامبرِ اکرم و ائمه هدی ) دارد.

نویسنده و مؤلف ِ کتاب مذکور، استادِ ارشد " راشدِ غَنوشی "از روشنفکرانِ دینی تونس می باشد. مشارالیه نخستین مقطعِ تحصیلاتِ عالیه اش را در رشتۀ فلسفه به پایان رسانید و سپس جهتِ ادامه تحصیل به فرانسه رفت. آنگاه وارد فعالیتهای سیاسی شده وبه رهبری " حزب نهضت " ارتقاء جست . فعالیتهای آزاداندیشی و حقوق بشریِ ایشان موجب گردید که چند بار روانه زندان شود. استاد" راشد غنوشی" در سراسر کتابِ خویش در برابرِ خودکامگی ، از آزادی و در برابرِ جُمود و تَحَجّر ، از آزاد اندیشی حمایت می کند. (ر- ک به یاد داشت مترجم کتاب)

ترجمۀ شیوای کتاب توسط آقای حسین صابری ( از اساتید دانشگاه فردوسیِ مشهد ) به عمل آمده است. مطالبِ ذیل که کلا در پیرامونِ "آزادیِ بیان و دین و حقوق بشر" انشاء گردیده است - با ذکرعناوینِ جدید – از چاپ اول کتاب ِمذکور که در سال 1381 توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است انتخاب گردید که تقدیم دوستداران این بحث می شود. . از آنجا که مطالبِ موردِ نظر کلاً از کتابِ مذکور یعنی " آزادی های عمومی در حکومت اسلامی " انتخاب شده است از ذکر نام کتاب در ذیلِ مطالب خودداری می شود. در ضمن تعیینِ عناوین ِمناسب و نیز شماره گذاریِ مطالب ، صرفاً به خاطرِ سهولت در مطالعه می باشد.

1- مقصود از آزادیِ عقیده در اسلام :

نویسنده و مولفِ کتاب معتقد است که :« مقصود از آزادیِ عقیده( در اسلام) حقِ فرد در انتخابِ یک عقیده ، دور از هر گونه اکراه است. آئینِ اسلام این آزادی را به عنوانِ یکی از آثار و لوازمِ مسئول بودنِ وی تضمین کرده و هرگونه عامل و زمینۀ اکراه و اجبار را ممنوع شمرده. »

( آزادی های عمومی در حکومت اسلامی ، ص 22)

2- اجباری در دین نیست :

" تقریباً همۀ کتاب های تفسیر و فقه بر این نکته اتفاق و اِجماع دارند که آیۀ " لا اکراه فی الدین " یکی از اصول و قوائدِ بزرگِ اسلام و رکنی از ارکانِ تسامحِ این دین است. اسلام نه اجازه می دهد کسی برای پذیرشِ این دین هدفِ اکراه قرار گیرد و نه برای ترکِ این دین. . . خداوند مسئلۀ ایمان را به زور و اجبار و اکراه استوار نساخته ، بلکه آن را بر انتخاب و اراده و اختیار بنا کرده است ؛ چرا که اجبار و اکراه در دین به بطلانِ فلسفۀ ابتلا و آزمایشِ الهی می انجامد . گواهِ این حقیقت - چنانچه فخرِ رازی بدان گرائیده - (مجلّدِ هفت، ص ،15 و16 ) این سخنِ خداوند است که فرمود " فمَن شاءَ فلیُؤمن و مَن شاءَ فلیَکفُر " (پس هر که بخواهد ایمان آورد و هر که بخواهد کافر شود - سوره کهف ، آیۀ 269) اگر بپذیریم که جایگاهِ اعتقاد، دل است ، اصلاً اِکراه و اجبار در بارۀ آن امکان نخواهد داشت . »

( همان مأخذ ، ص 22 )

3- آیا آیاتِ مربوط به آزادیِ بیان و دین نسخ شده است ؟

« . . . هیچ دلیلی ندارد که بگوئیم آیاتِ حاکی از آزادی و نهی کننده از اکراه با آیاتِ جهاد و یا آیاتِ جهاد و جنگ با این آیات نسخ شده است، چه ، ما از این زاویه به این دو دسته آیه می نگریم که آیاتِ نهی کننده از اکراه خطاب به همۀ مردم و متوجه همگان است ، البته تا آن هنگام که سلاح بر نگرفته و به ستم و تجاوز رویاروی مسلمانان نایستاده اند و مانع دعوتِ مردم به اسلام نشده اند »

( همان مأخذ ، ص 25 )

4- سیرۀ پیامبر (ص) و حقوق شهروندی :

« در سیره رسول خدا هرگز نقل نشده است که آن حضرت به اکراه توسّل جسته باشد ، بلکه بر عکس آنچه به حدّ تواتر نقل شده حاکی از وجودِ روابطِ مسالمت آمیز میانِ پیامبر (ص) و گروه هائی از پیروانِ دیگر ادیان همانندِ یهودیان و مسیحیان و همچنین طائفه هائی از مشرکانِ ساکنِ مدینه از سوی دیگر است که پس از برپائیِ حکومتِ اسلامی در مدینه در کنار مسلمانان ملّتی واحد را تشکیل می دادند و در آن شهر از حقوقِ مقرّر برای شهروندان برخوردار بودند و البته دربرابرِ این برخورداری از آزادیِ دینی و حمایتِ مدنی ، به تکالیف و مسئولیت های شهروندی همچون دفاع از مدینه و خودداری از هم دستی با دشمنان ملزم می شدند. فراتر از این ، حتی میانِ حکومتِ مدینه و گروههائی از مشرکانِ عربِ خارجِ مدینه پیمان ها و معاهداتی منعقد شده بود و در این میان اسلام هرگز به نیرنگ توسّل نمی جست .»

(همان مأخذ ، ص 25)

نویسندّ محترم در قسمتی دیگر از این کتاب می نویسد : « پیامبران نمونه های درخشانی از گفتگوی سازنده با دشمنان و مخالفانِ خود به هدفِ متمایل ساختنِ آنان به اسلام و نیز ابطالِ دلایلِ مخالفان و در نتیجه بنیان نهادنِ عقیده بر پایه هائی استوار از برهان و منطق ترسیم کرده اند. برای ما که امروزه در دنیائی از نبردِ عقائد و افکار به سر می بریم لازم است از مناظره هائی که میان ابراهیم و طاغوتِ روزگارش و همچنین میانِ وی و پدرش صورت پذیرفته بود درس بیآموزیم و در پرتوِ مناظره های او و دیگر پیامبران تا پیامبرِ خاتم (ص) راه بجوئیم و در این تأمّل کنیم که چگونه آنان دور از غوغاگری ها و جنجال آفرینی هائی که امروزه جدلِ فکری و سیاسی به دامنِ آن در غلطیده است به شیوه ای پسندیده به نقدِ دلایلِ مخالفانِ خویش می پرداختند. » (همان مأخذ ، ص 26 و 27)

5- دعوتِ دوجانبه :

« اگر مسلمان حق و بلکه وظیفه داشته باشد که دعوتِ خود را به شهروندانِ غیرِ مسلمان عرضه کند ، از دیگر سوی ، شهروندانِ غیرِ مسلمان نیز حقّی همانند خواهند داشت ، و اگر در این میان ترسی بر ایمانِ مسلمانان باشد آنان در برابرِ این ترس راهی جز آن نخواهند داشت که ایمانِ خویش را ژرف تر کنند و از رهگذرِ پرسش از عالمانِ خویش در صددِ تحقق بخشیدن به این مهم برآیند » (همان مأخذ ، ص 27)

6- آیا در عصرِ ارتباطات می توان . . . ؟ :

« امروزه با گسترشِ ارتباطات و پیشرفت های گسترده در وسایلِ ارتباطِ جمعی ، دیگر عُزلتِ کامل به حصار کشیدن گرادگردِ خویش امکان پذیر نیست و نقل ها و بحث های مخالف به هر وسیلۀ ممکن به مسلمانان خواهد رسید و در چنین شرایطی یگانه راه و یگانه پشتیبانِ آنان در برابرِ هر نقد و نظریۀ مخالف فراروی نهادنِ نقد و نظریۀ برتر ، خرد ورزانه تر و درست تر خواهد بود . » (همان مأخذ ، ص 27 و 28 )

( شماره 5 و 6 به نقل از حقوق غیرالسلمین فی دولة الاسلامیه ، المسلم المعاصر ، شماره 26)

7- برابریِ مسلمین با غیر مسلمین :

نویسندۀ کتاب به نقل از ابوالاعلی مودودی که پیشگامِ فقهای حقوقِ اساسیِ اسلامی است ، در تبیینِ آزادیِ غیرِ مسلمانان دیدگاهی روشن و قطعی ارائه داده است . او می نویسد:

« در حکومتِ اسلامی غیرِ مسلمانان درست همانند مسلمانان و برابرِ آنها از حقِّ آزادیِ ایرادِ سخن ، نوشتن ، ابرازِ رأی و نظر ، اندیشه و برگزاریِ اِجتماع برخودار خواهند بود .»

(همان مأخذ ص 28)

8- عدمِ تجسس و تفتیشِ عقاید :

« اسلام زندگیِ خصوصیِ افراد را در اَمان دانسته و از این روی سوء ظن و بدگمانی و تجسس را حرام شمرده و خانه و سکونت گاهِ انسان را نیز حرمتی ویژه نهاده و فرموده است به خانه ها درنیائید مگر آنکه شمارا اجازه دهند. » (سوره نور ، آیه 28)

(همان مأخذ ، ص 36)

9- گفتگو با اندیشۀ مخالف :

« اسلام در طولِ تاریخ ،پرچمِ همآورد طلبی را رویاروی افکار و اندیشه های مخالف برافراشته و آنها را به گفتگوی جدّی فرا خوانده است ، با این اطمینان که از سوئی از منطقی قوی و برتر برخوردار است و از سویِ دیگر این منطق با فطرتِ بشر سازگار و همگن است. »

(همان مأخذ ، ص 36)

10- آزادیِ بیان و عقیدۀ دینی :

« اسلام اندیشه و آزادیِ انسان را آنچنان ارجمند دانسته که اندیشیدن را یک واجب قلمداد کرده است . چرا چنین نباشد ؟ در حالی که پایداری در برابرِ مهم ترین مسائلِ سرنوشت ساز، همچون مسئلۀ عقیده و اموری چون رفتار و کردار و سرنوشت به همین وظیفه وابسته است ؟ از همین روی است که آیاتِ کتابِ الهی پیاپی و پیوسته انسان را به تفکر فرا می خواند . عقل و خردِ او را راه می نماید، او را به پیروی نکردن از توهم ها ، پرهیز از همراهیِ بی دلیل با عامّۀ مردم و خود داری از دنباله رویِ پدران و نیاکان تشویق می کند .»

(همان مأخذ ، ص39)

11- یک نمونه از حکومتِ اسلامی :

حال ببینیم پیامبر (ص) و خلفای راشدین چه نوع حکومتی را پس از به قدرت رسیدنِ اسلام پایه گذاری کردند . نویسنده محترم در این مورد می نویسد : « حکومتِ اسلامی که در دورانِ پیامبرِ اکرم (ص) و خلفای راشدین در مدینه تشکیل شد ، هم به لحاظِ ساختار یک حکومت بود و هم تمامیِ عناصری را که یک حکومت در بر می گیرد یعنی ملّت (امّت ) ، سرزمین ، قدرت و نظامِ قانونی در بر داشت . قانونِ اساسیِ مدینه (پیمان نامه ای که در آغازِ هجرت به مدینه نوشته شد ) به صورتی دقیق همۀ گروه هائی را که این حکومت از آنها تشکیل شد ، یعنی مسلمانان ، یهودیان و مشرکان طائفه به طائفه نام برده و بر این تأکید کرده است که همۀ این گروه ها و طوائف ، جدائی از دیگر مردمان ،امّتِ سیاسیِ واحدی را تشکیل می دهند. این قانون ، همچنین کلّیه حقوق و تکالیفِ این گروه ها را به عنوانِ شهروندان یادآور شده بود. . . » (همان مأخذ ، ص 103)

12- عواملِ ستم و استبداد :

« مهمترین پرسشِ فراروی هر نظریۀ سیاسی این است که چگونه جلوگیری از ستم را ممکن می سازد و چگونه در غالبِ آن نظریه ، آزادی های عمومی حفظ می شود ؛ چه ، آن سان که مونتسکیو تأکید می کند هر انسانی که قدرتی را در اختیار گیرد به سوء استفاده از آن گرایش می یابد و در بسیاری از موارد آنچه مانعِ حقیقیِ استبداد می شود ناتوانی از انجامِ آن است .»

(همان مأخذ ، ص 293)

13- طرحِ یک سؤال :

« چه چیز ضمانت می کند که حکومتِ اسلامی نیز به دستگاهی برای سرکوب و ویرانگری و تعقیبِ آزادگان و ستم و تجاوز به حقوقِ افراد و ملّت ها بدل نشود و بدتر از همه ، ادّعا نکند که این کار را به نامِ خداو یا مکتبِ اسلام انجام می دهد؟ آیا در چنین صورتی در معرضِ نوعی دیکتاتوریِ دینی ، یعنی بدترین بلائی که دامن گیرِ بشر شده است و می شود، نخواهیم بود؟ (

(همان مأخذ ، ص 298)

14- عدم اطاعت از ستمگر :

« یکی از شهروندان در حکومتِ عمر به او گفت : به خداوند سوگند ، اگر در تو کژی ببینیم به تیغۀ شمشیر راستت کنیم . عمر آنان را به ایستادگی در برابرِ طغیان و ستمگری تشویق می کرد و از همین روی از آنان پرسید که اگر از حق کناره گیرم شما چه خواهید کرد. یکی از شهروندان این پاسخ را به او داد : به هر روی ، هر کس توانِ رویاروئی با ستم دارد بدان اقدام کند و هر کس توانِ آن را ندارد بر سرِ ستمگر فریاد بکشد ، اعتراض کند تا در بهشت در کنارِ همزه سرورِ شهیدان باشد ، چنانچه رسولِ اکرم (ص) فرمود : برترین شهیدان همزه است و نیز مردی که دربرابرِ امیرِ (ظالم خود ) به پا خیزد و او را امر و نهی کند و وی او را بکشد . »

(همان مأخذ ، ص 301 )

15- خطر حقیقی :

« اگر خطری حقیقی برای اسلام وجود داشته باشد که باید از آن بیمناک بود این خطر جمود و تحجّر افکار و اندیشه ها و خودکامگیِ حکمرانان است . اما آزادی ، همه خیر و برکت است و یکی از اهدافِ بزرگِ آئینِ اسلام ، که با نبودش انسانیتِ انسان رخت بر می بندد و دینِ خدا در معرضِ سخت ترین خطرها قرار می گیرد.» (همان مأخذ ، ص 405)

16- هر انسانی دارای کرامت است :

« حقوقِ انسان در اسلام از این اصلِ بنیادینِ اعتقادی سرچشمه می گیرد که انسان در ذاتِ خود دارندۀ کرامتی الهی و همو خلیفه خدا در زمین و در جهانِ هستی است. . . و همین امر وی را از حقوقِ بشر در اسلام و اعلامیه های معاصرِ حقوقِ بشر این حقیقت را روشن ساخت که این دو ، صرفِ نظر از استثناهائی محدود ، عرصۀ گسترده ای برای تقارن و تلاقی دارند و همین امر سبب می شود اعلامیۀ جهانیِ حقوقِ بشر – به عنوانِ نمونه – از پذیرشی گسترده نزدِ مسلمانان برخوردار باشد. البته مشروط به آنکه شناختِ دینی خویش را تحول بخشند و درست کنند .» (همان مأخذ ، ص 450)

حال جناب رئیسِ محترمِ قوّۀ قضائیه :

از مجموعۀ مستندات و دلایل قاطعی که در سه نامۀ اخیر ، در تأئیدِ آزادیِ دین و بیان از منظرِ قرآنِ کریم ، پیامبرِ اکرم (ص) ، ائمّۀ هدی و عُلما و محققینِ بزرگِ شیعه و سنّی ارائه گردید آیا دیگر کسی را یارایِ انکار است؟

آیا عدمِ پذیرشِ چنین حقایقِ آشکاری ، یاری رساندن به مخالفین و دشمنانِ اسلام که این دین را دینِ زور و شمشیر معرفی می کنند ، محسوب نمی شوند؟

و نیز اگر ثابت شود که بهائیان در ایران به تبلیغِ آئینِ خویش مبادرت کرده و می کنند آیا با این همه براهینِ یاد شده کارِ بهائیان می تواند جُرم محسوب شود و بدین بهانه آنان را روانۀ زندان ها نمایند؟

ولی حقیقت آن است که بر حَسَبِ معنا و مفهومی که از کلمۀ تبلیغ در فرهنگ ها آمده است بهائیان در ایران حداقل در طولِ 32 سالِ أخیر ، هرگز به معنای حقیقیِ کلمه مجاز به تبلیغِ آموزه های خویش نبوده و نیستند . اگر چه اَعمال و رفتار و کیفیّتِ دفاعشان از اعتقاداتِ این آئین ، بیشترین اثر و نتیجه را در اشاعه و ارائۀ تعالیمِ صلح آمیز و وحدت شعارِ دیانتِ بهائی در ایران و جهان داشته و خواهد داشت. در نامۀ بعدی در این مورد بحثِ جامعی خواهیم داشت.انشاءالله .

ادامه دارد . . .

 

به کلیه دوستان، خواندن کتاب

به کلیه دوستان، خواندن کتاب "بیست و سه سال" نوشته علی دشتی سفارش میشود. علی دشتی مردی بود از خانواده ای مسلمان و معتقد و خودش در عتبات عالیات نجف و کربلا درس فقه و شریعت و از این چیزها خونده بود و در کتابش تمام گفته ها و فاکت ها از کتاب قرآن است.

حتما بخوانید.

خرد نگهدارتان.

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options