Skip navigation.
Home

نسل کشی به تعویق افتاده - قسمت دهم

ادامه .. جامعه ی بابی و بهائی ايران: قضيه ی "نسل،کشیِ به تعويق افتاده"؟

موژان مومن

اعتراضاتی چند بر طبقه،بندی نسل،کُشی



جهت ملاحظه قسمت قبلی مقاله اینجا را کلیک کنید

چند نکته است که احتمال دارد در اعتراض به قرار دادنِ وضعيت بهائيان ايران در مقوله ی نسل،کُشی مطرح شود. نکته ی اوّل در رابطه با مرحله ی اوّل مطرح می،شود و می،توان آن را به اين ترتيب عنوان کرد: با توجّه به اين که بابيان قبل از تضييقات 1852, در سه واقعه ی شيخ طبرسی, زنجان و نيريز مسلّحانه از خود دفاع کردند و به جان شاه سوء قصد نمودند, آيا نمی،توان آن را به عنوان عصيان تعبير نمود و آيا چنين اقداماتی سبب تخفيف اقدامات شاه و ارتش او برای سرکوب آنها نمی،شود؟ جواب به اين سؤال به ارزيابی ما از اهداف خودِ بابيان بستگی دارد: آيا هدف آنها سرنگونی حکومت بود يا صرفاً دفاع از خود؟ ذبيحی مقدّم (2002) تحليلی تفصيلی از واقعه را انجام داده و نتيجه، می،گيرد که اساساً مورد دوم مطرح است. فی،المثل, در طیّ واقعه ی دوم بابيان چندين مرتبه ارتش سلطنتی را شکست داده منهزم ساختند. اگر هدف آنها سرنگونی حکومت بود, از فرصت استفاده کرده, قبل از آن که شاه قوای تازه،نفس بسيج نمايد, به طرف پايتخت به راه می،افتادند. امّا, آنها در مواضع دفاعی خود باقی ماندند. باب بنفسه, حتّی بعد از شروع تضييقات, هرگز عليه دولت اعلام جهاد ننمود. اين وضعيت امور شبيه وضعيت در ساير مواردی است که در اين مقوله مورد تصديق قرار گرفته است. برخی از محلّه،های يهودی،نشين در اروپا, قبل از آن که در هم کوبيده شوند, در مقابل قوای نازی،ها مقاومت کردند؛ کاتارها در دوران طولانی محاصره قبل از مغلوب شدن در مقابل قوای پادشاه کاتوليک فرانسه, از خود دفاع کردند.

سؤال دوم به مرحله ی چهارم مربوط می،شود و به اين ترتيب است که: توصيف فوق از تضييقات بهائيان بعد از انقلاب 1979 ايران مسلّماً شامل نقض حقوق بشرِ بهائيان تحت اعلاميه جهانی حقوق بشر است, امّا آيا, با توجّه به اين که کلّ موارد اعدام بهائيان اندکی بيش از دويست نفر است, دليلی برای اتّهام نسل،کُشی است؟ در اينجا بايد با توجّه به قصد و نيت مرتکبين جواب داد. مسلّماً فهرست تضييقات مانند فهرستی از موارد نقض حقوق بشر است, امّا سند 1991 که از عالی،ترين مقام رهبری ملّی کشور صادر می،شود, به وضوح اشاره می،کند که اين بخشی از فعاليت گسترده،ای است که در مرکز سازماندهی شده و هدف آن اختناق و نهايتاً اضمحلال جامعه ی بهائی ايران است. اين نشان می،دهد که قصد بر نسل،کشی بوده و برنامه،ريزی صورت گرفته و سند 1991 صرفاً بازانديشی مصلحتی اين هدف در مواجهه با فرياد اعتراض بين،المللی است. به اين ترتيب فعّاليت گسترده ی سازمان فدراليست جهانی برای خاتمه دادن به نسل،کُشی[1] تصديق می،کند که در اين خصوص سؤالی وجود دارد که آيا "رفتار با بهائيان ايران در تعريف محدود سازمان ملل متّحد از نسل،کُشی می،گنجد" و جواب داده می،شود, "بديهی است, حمله عليه اين گروه مبتنی بر تمايزات مذهبی است که نخبگان سياسی ماهرانه به کار برده،اند. اگرچه تعداد قتل،ها به سطوح وحشتناکِ ساير موارد نسل،کُشی نرسيده, امّا ايران طالب آن است که از طريق قتل و محروميت اجتماعی آنها را به عنوان يک گروه از بين ببرد, و به اين ترتيب با تعريف نسل،کُشی در کنوانسيون سازمان ملل متّحد منطبق است."[2] بعلاوه, تحليل تطبيقی با توصيف هلن فاين از طرق نسل،کُشی به وضوح نشان می،دهد که کلّيّه علل لازم و کافی برای وقوع نسل،کُشی تحقّق يافته است.

سومين اعتراض محتمل اين خواهد بود که خود بهائيان, در مطرح کردن قضيه ی خود در سازمان ملل متّحد, عموماً از استفاده از چارچوب کنوانسيون نسل،کُشی اجتناب کرده و به جای آن بر وضعيت ايران به عنوان قضيه ی نقض حقوق بشر تمرکز کرده،اند. اگر خود بهائيان مدّعی هيستند که اين قضيه ی نسل،کُشی است, چرا ديگری بايد چنين ادّعايی را مطرح سازد؟ در واقع, جامعه ی بين،المللی بهائی به نظر می،رسد تا سال 1985 به کنوانسيون نسل،کُشی متوسّل شده است (قانع, 2002, صفحات 118-116, 301, 303). بعد از آن, کاملاً ممکن است ملاحظاتِ عملی و نه ملاحظات نظری تعيين کننده ی اقدامات جامعه ی بين،المللی بهائی شده باشد. لئو کوپر (1985, ص105) اظهار داشته است که:

بی جی راماکاران[3], افسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل متّحد, توجّه مرا به اکراه روانشناختیِ در سازمان ملل متّحد به استفاده از اصطلاح نسل،کُشی, حتّی وقتی که با آن سر و کار دارند, جلب کرد. او توضيح داد که دلايل اساسی برای اين اکراه وجود دارد. اتّهام نسل،کُشی بلافاصله امکانپذيریِ گفتمان را منتفی می،سازد. اگر رسيدن به راه حلّی با همکاری با دولت مربوطه مدّ نظر باشد, با رسيدگی به شکايت تحت تشريفات مربوط به پرداختن به موارد فاحش نقض حقوق بشر, اين هدف با سهولت بيشتری تحقّق می،يابد.


در جای ديگر, کوپر (1994, ص36) به طور اخصّ اظهار می،دارد که به بهائيان "توصيه شد که از اتّهام نسل،کُشی بپرهيزند, تدبيری که با موفّقيت دنبال شد." به اين ترتيب, اين واقعيت که بهائيان تا حدّ زيادی از توسّل به کنوانسيون نسل،کُشی احتراز کردند کاملاً می،تواند ملاحظه،ای مصلحتی باشد و نبايد بر ديدگاه عينی نسبت به اين مسأله تأثير بگذارد.



[1] World Federalist Organization’s Campaign to End Genocide

[2] http://www.endgenocide.org/genocide/bahai.html (که از 20 آوريل 2004 در دسترس قرار گرفت).

[3] B.G. Ramacharan

جهت ملاحظه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options