Skip navigation.
Home

نسل کشی به تعویق افتاده - قسمت ششم

ادامه .. جامعه ی بابی و بهائی ايران: قضيه ی "نسل،کشیِ به تعويق افتاده"؟

موژان مومن

طرق نسل،کُشی


جهت ملاحظه قسمت قبلی مقاله اینجا را کلیک کنید

هلن فاين طرقی را که به نسل،کشی منتهی می،شود و نازی،ها در سالهای منتهی به آغاز يهودکُشی و ترکها در سالهای منتهی به قتل،عام،های ارمنيان آن را در پيش گرفتند, توصيف می،کند. او در اين توصيف سعی می،کند پيش،شرط،ها يا علل اين وقايع را شناسايی نمايد. تجارب جامعه ی بهائی ايران از سال 1979 دارای ويژگی،های بسياری است که طرق ترسيمیِ هلن فاين را تداعی می،کند. ذيلاً خصيصه،های اصلی را که هلن فاين (1979, صفحات 10-9) شناسايی کرده, نقل می،کنيم:

1- "قربانيان قبلاً خارج از حيطه ی تعهّدات و وظائفِ [اخلاقیِ] گروه غالب و حاکم تعريف شده،اند." مشاهده کرده،ايم که بهائيان يک قرن تضييقات و آزارها را تحمّل کرده،اند. ايدئولوژیِ اسلامیِ شيعه ی رژيم جديد در ايران بعد از 1979 اين تمايل را بيش از پيش تشديد کرد که بهائيان را خارج از حيطه ی تعهّد و وظيفه ی عادّی کشور و حکومت برای مراقبت از اتباع خود قرار دهد. از آنجا که روحانيون مسلمان امکانپذيریِ ظهور ديانت بحقّ ديگری بعد از اسلام را مردود می،شمردند, حکم صادرکردند که امر بهائی عبارت از بدعت و ارتداد است و متمسّکين به آن را می،توان به مجازات مرگ محکوم کرد. در موارد متعدّد, محاکم ايران در قضايای مختلف مانند حقوق بازنشستگی و حوادث اتومبيل در جادّه،ها به داوری نشستند و عملاً اظهار داشتند که بهائيان در ايران دارای هيچ حقّ و حقوقی نيستند ـ آنها را می،شد از آنچه که برای آن کار کرده بودند (مانند دستمزدها و حقوق بازنشستگی) محروم ساخت, و مجروح يا کشتن آنها نيز جرم و بزه محسوب نمی،شد. (هلن فاين اين مورد را شرط لازم امّا نه کافی برای قدم سوم که در پايين ذکر شده, برمی،شمارد.)

2- "تنزّل رتبه ی کشور در اثر جنگ و/يا منازعات داخلی." البتّه, انقلاب سال 1979 ايران فی،نفسه واقعه ی عمده،ای از جنگ داخلی بود. بعد از اين منازعه دورانی آغاز شد که در طیّ آن چندين گروه مانند مجاهدين عليه رژيم اسلامی مبارزه کردند و سعی داشتند زمام انقلاب را به جبر و زور از چنگ خمينی و مقامات اسلامی درآورند. بعد, اندکی بعد از انقلاب, جنگ ايران،ـ،عراق واقع شد که از سال 1980 تا 1988 طول کشيد ـ جنگی طولانی, فرسايشی و در اواخر بی،معنی و بيهوده که شور و اشتياقی را که مردم برای انقلاب داشتند بالمرّه از بين برد. (هلن فاين اين را وضعيتی مستعدّ و آماده برای وقوع قدم سوم تلقّی می،کند.)

3- يکی از نخبگان بر مسند قدرت تکّيّه می،زند که دستور کار جديدي "برای توجيه تفوّق و سيطره ی ملّت" اتّخاذ می،کند. هلن فاين (1979, ص8؛ 1984, ص18) درباره ی ايدئولوژی گروه غالب صحبت می،کند که اسطوره ی فرمانروايی را پديد می،آورد که در آن صفات و خصوصيات گروه غالب بدون ادنی نقصی نشان داده می،شود و گروه قربانی خارج از حيطه ی مجاز وظائف و تعهّدات قرار می،گيرد. اين نوع اسطوره،شناسی در لفّاظی،های فرقه ی شيعه بسيار برجسته و نمايان بود که مسلمانان شيعه را به امّتی اسطوره،ای تبديل می،کند که تمام جهان در مقابلش صف،آرايی کرده،اند. اين نوع اسطوره،شناسی موضوعِ سخنرانی،های آيت،الله خمينی بود. در اين اسطوره, بهائيان کاملاً منطبق با "دشمن داخلی" بودند. از آنجا که بهائيان اعداء دين حقيقی شمرده می،شدند, ضرورةً معاند با خداوند و حاميان شيطان نيز محسوب می،گشتند. فی،المثل, سيّد موسوی تبريزی, دادستان کلّ جمهوری, اظهار داشت, "قرآن فقط اهل کتاب [در ايران فقط به يهوديان, مسيحيان و زرتشتيان تعبير می،شود] را در زمره ی جوامع مذهبی می،شناسد. ديگران مشرکند. مشرکان بايد به،کلّی از بين بروند." بهائيان که متّهم می،شوند که اهل بدعت و ارتداد و در زمره ی مشرکانند طبق احکام مذهبی در معرض مجازات مرگ قرار دارند. (هلن فاين اين را شرط لازم امّا نه کافی برای وقوع نسل،کُشیِ برنامه،ريزی،شده تلقّی می،کند.)

4- "وقتی که مرتکبين ... عليه کسانی که قبلاً از حرکت،های ايذايی نسبت به قربانی حمايت کرده و/يا ممکن است احتمالاً نسبت به آن معترض باشند, جنگی را به راه می،اندازند يا به آن جنگ می،پيوندند, محاسبه ی هزينه،های محو کردن قربانی از صفحه ی روزگار تغيير می،کند." هلن فاين می،گويد, جنگ "عوامل بازدارنده عليه نسل،کُشی" را از اين لحاظ کاهش می،دهد که "وضوحِ چنين اقداماتی" را از بين می،برد و مستمسکی به دست مرتکبين می،دهد که برنامه ی خود را با متّهم کردنِ قربانيان به همدستی و کمک به دشمن توجيه نمايند. مردم ايران نيز با لفّاظی،های خمينی تشويق می،شدند تا خود را در جنگی مداوم با "شيطان بزرگ" (ايالات متّحده ی آمريکا) و متّفقينش (اسرائيل و انگليس) مشاهده نمايند. حرکت،های ايذايی عليه بهائيان در ايران در سالهای جنگ ايران،ـ،عراق به نحو فاحشی وخيم،تر شد و در طیّ اين دوره, تقريباً هر قدمی که عليه جامعه ی بهائی برداشته شد با اين اتّهامات که قربانيان جاسوس و ستون پنجمی هستند که برای صهيونيزم و ايالات متّحده فعاليت می،کنند, توجيه می،شد.


هلن فاين (1979, صفحات 10-9) قدم،های سوم و چهارم را با هم "تشکيل دهنده ی شرايط لازم و کافی يا علل نسل،کُشی از پيش برنامه،ريزی،شده" محسوب می،کند. هلن فاين بنفسها در آثار بعدی خويش, وضعيت بهائيان را مورد ارزيابی قرار داده متعلّق به اين چارچوب می،داند و وضعيت بهائيان در ايران را در مقوله ی نسل،کُشی عقيدتی قرار می،دهد (به سطور زير توجّه نماييد).

همچنين, ايزرائيل چرنی (1999, ص260), در توصيف مراحل منتهی به نسل،کُشی, اظهار می،دارد که آخرين و پيشرفته،ترين مرحله زمانی است که رهبری جامعه جريان را مورد تأييد و تصويب قرار داده از آن حمايت می،کند. رهبران در حکومت "کشتنِ نفوس قربانی را که مطمح نظرند مجاز شمرده مورد تحسين قرار می،دهند, دادگاه،ها اتّهامات عليه مرتکبين را مردود شمرده يا اصلاً مطرح نمی،کنند, مقامات مذهبی آن را به نام خدايان متبرّک ساخته تقديس می،نمايند, و غيره." چرنی در اينجا توصيفی عامّ عرضه می،کند و لذا نمونه،های مشخّصی را بيان نمی،نمايد, امّا واضح است که اين توصيفِ مرحله ی نهايی منتهی به نسل،کُشی در قضيه ی بهائيان مصداق دارد. چه که عالی،ترين سطوح دولت ايران حملات عليه بهائيان را مورد تمجيد قرار دادند؛ دادگاه،ها اعلام کردند که جان و مال بهائيان را می،توان از آنها گرفت بدون آن که مجازاتی در کار باشد؛ و رهبری مذهبی از حملات عليه بهائيان حمايت کرده آن را مورد تحسين قرار می،دهد و حتّی آن را وظيفه،ای مذهبی قلمداد نموده اعلام می،کند کشتنِ بهائيان مبادرت به عملی است که مکافات اخروی را در بر دارد.

جهت ملاحظه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options