Skip navigation.
Home

نسل کشی به تعویق افتاده - قسمت پنجم

ادامه .. جامعه ی بابی و بهائی ايران: قضيه ی "نسل،کشیِ به تعويق افتاده"؟

موژان مومن


توصيف نسل،کُشی


جهت ملاحظه قسمت قبلی مقاله اینجا را کلیک کنید


موارد متعدّد توصيف نسل،کُشی،هايی که در گذشته واقع شده انتشار يافته است. می،توان اين مطالعات مربوط به موضوع را با وضعيت بهائيان در ايران مقايسه کرد. به اين ترتيب تضييقات بهائيان را می،توان با جهاد آلبيژين[1] که توسّط پاپ[2], پادشاه فرانسه[3] و کميته ی تفتيش عقايد عليه فرقه ی کاتار عملی شد (1226-1208), مقايسه کرد. ژوزف سترِيِر (1971, صفحات 10-8) اظهار می،دارد که کميته ی تفتيش عقايد از چهار "تکنيک استفاده می،کرد که به اضمحلال فرقه،های بدعت،گذار منتهی می،شد. کلّيّه اين تکنيک،ها بعداً در قرون وسطی مورد استفاده ی دوَل اروپايی قرار گرفت. دولت،های مدرن خودکامه ابتکارات جديد زيادی از خود نشان ندادند؛ آنها صرفاً کارامدتر شدند." اين چهار تکنيک عبارتند از:

1- "فشار مداوم" جامعه ی بهائی از ابتدای تأسيس در سال 1844 به عنوان جامعه ی بابی در ايران تحت فشار مداوم قرار داشته است. اين فشارها در زمان،های مختلف متغيّر بوده و در دو دوره ی 1853-1848 و 1979 تا کنون به اوج خود رسيده است.

2- "استفاده از شکنجه". بهائيان در دوران قاجار, 1923-1844, هر زمان که دستگير می،شدند به طور معمول تحت شکنجه قرار می،گرفتند. بعد از انقلاب اسلامی, شکنجه بار ديگر به عنوان سلاحی عليه بهائيان ظاهر شد. گزارش شده که اکثرِ هزاران تن از بهائيانی که از انقلاب اسلامی به بعد به زندان افتادند, حدّی از شکنجه را تجربه کرده،اند.

3- "تحميل ناتوانی،های اجتماعی و اقتصادی." ناتوانی،های اجتماعی و اقتصادی از حدود سال 1848 بر جامعه ی بابی و بهائی تحميل شده است. دامنه ی اين موارد از مزاحمت،های جزئی در زندگی روزمرّه تا ناتوانی،های عمده را دربر گرفته است.


4- "مجموعه ی مجازات،هايی که با دقّت درجه،بندی شده برای تشويق نفوس ضعيف به خيانت نسبت به نفوس قوی در ازاء بخشش يا مجازاتِ جزئی." به بهائيانی که از عقيده ی خود تبرّی نمايند آزادی از زندان و معافيت از شکنجه, اعاده ی اموال و املاک مصادره شده, و غالباً پاداش،های مالی و مشاغل مطلوب عرضه می،گردد. همچنين به آنها وعده داده می،شود که از اعتراف علنی در تلويزيون که بسياری از زندانيان سياسی رژيم در معرض آن قرار می،گيرند معاف شوند و فقط آگهی کوچکی در روزنامه درج و طیّ آن تبرّی خود از اين دين را اعلام نمايند (آبراهاميان, 1999, ص143).

ويژگی،های جهاد آلبيژين ذکر شده توسّط ساير نويسندگان نيز که در مورد بهائيان ايران می،توان مشاهده کرد شامل عوامل زير می،شود که چاک و جوناسون (1990, ص115) به آن توجّه کرده،اند:

1- "وظيفه قرار دادنِ انتقاد از هم،شهريان که مقدّم و مرجّح بر پيوندهای خانوادگی و خويشاوندی قرار می،گيرد." اکثر بهائيانی که در زندان بودند استنطاق بی،رحمانه, غالباً تحت شکنجه, توسّط اولياء حکومت ايران را گزارش کرده،اند که سؤال می،کردند کدام،يک از دوستان و اعضاء خانواده نيز بهائی هستند.

2- "تکذيبِ اعترافاتی که با ارعاب و تحت فشار گرفته شده به عنوان برگشتن به اعتقاد خود تعريف می،شود و و بنابراين دليلی بر ارتکاب جرم محسوب می،گردد." هر فرد بهائی که تبرّی کند و به اسلام روی آورد, از پس گرفتن تبرّی خود منع می،شود, چه که می،داند اين اعلام انصراف به معنای ارتداد محسوب می،شود و مجازات آن می،تواند مرگ باشد.

رابرت ملسون (که از او در اثر چاک و جوناسون, 1990, صفحات 19-18 نقل قول شده) قوم،کُشی يهوديان و ارمنيان را مقايسه کرده و عوامل زير را در آنها مشترک يافته است. جميع اين عوامل را می،توان در قضيه بهائيان, بخصوص در دوران بعد از 1979 مشاهده کرده که اجرا شده است (کلّيه نقل،قولها در فهرست زير از ملسون است):

1- گروه قربانی "اقلّيتی گروهی," است که "تحمّل شده" امّا "برابر تلقّی" نشده است. تاريخ تضييقات و حرکت،های ايذايی عليه گروه و تحقير آن وجود دارد. بهائيان اقلّيّتی گروهی هستند که به زحمت تحمّل می،شوند, با تحقير و اهانت با آنها رفتار شده و غالباً از بدايت اين دين تا کنون در معرض تضييقات و آزار بوده،اند.

2- گروه قربانی با موفّقيت بيشتری خود را با دنيای مدرن انطباق می،دهد؛ "در زمينه،های اجتماعی, اقتصادی, فرهنگی و سياسی پيشرفت می،کند." اين موجد تنش با اکثريتی است که اين پيشرفت را "ناموجّه و غيرمجاز و نسبت به نظم کهن که مبتنی بر نابرابری است تهديدکننده" مي،يابد. بهائيان, به علّت تأکيدشان بر تعليم و تربيت, برابری زنان و مردان و آزادانديشی و سعه ی صدر نسبت به دنيای مدرن, بخصوص از دهه ی 1920 به بعد, در تجارت و حرَف و مشاغل موفّق،تر بوده،اند. بسياری از ايرانيان نسبت به اين توفيق احساس حسادت و بيزاری نموده غالباً آن را به توطئه،ها و تأثير و نفوذ بيگانه نسبت داده،اند.


3- "گروه قربانی،شده, از لحاظ جغرافيايی يا عقيدتی, با اعداء جامعه ی بزرگتر و حکومت يکسان تلقّی می،گردد." اين يکسان تلقّی کردن ممکن است واقعی يا تخيّلی باشد امّا در جهت ايجاد "پيوندی بين تهديد خارجی و داخلی" عمل می،کند. در دهه ی 1930, اتّهاماتی شيوع داشت که بهائيان با انگليسی،ها و/يا روسها, دو قدرتی که در ايران فعّال بودند, هم عهد و پيمانند. فی،المثل, در دهه ی 1940 خاطرات جعلی وزيرمختار سابق روسيه با اين هدف انتشار يافت که نشان دهد او باب را برانگيخت تا ادّعاهای خود را مطرح نمايد و اين نهضت را او سازماندهی کرده است. چون بهاءالله در قرن نوزدهم توسّط اولياء حکومت عثمانی به شهر عکّا که آن زمان در سوريه قرار داشت تبعيد نمود, اين شهر و مدينه ی مجاورش حيفا محلّ استقرار دواير مرکزی جهانی امر بهائی شد. از آنجا که حيفا و عکّا اکنون در کشور اسرائيل قرار دارند, اين به رشته ی جديدی از اتّهامات منتهی شده که بهائيان عوامل صهيونيزم و امپرياليزم آمريکايی هستند؛ اتّهاماتی که از زمان به قدرت رسيدن رژيم اسلامی در سال 1979 به وضوح از شدّت و کثرت بيشتر برخوردار شده است.

4- جامعه ی بزرگتر "به رشته،ای از مصيبت،های چشمگير نظامی و سياسی که امنيت و جهان،بينی،اش را تضعيف می،کند" مبتلا می،شود. در بالا مشاهده کرده،ايم که چگونه, در سراسر قرن بيستم, دولت محلّی و, بعضی اوقات, دولت ملّی, گاه و بيگاه, به عنوان راهی برای منحرف کردن اذهان از مسائل و مشکلات فراوان, از وارد آوردن تضييقات بر بهائيان استفاده کرده،اند. جمهوری اسلامی اين رَوَند را ادامه داده است. رژيم که نتوانسته بود مزايا و منافعی راکه به حاميانش در سالهای اوّليه انقلاب وعده داد عملی سازد, به نحوی دائم،التّزايد می،بايست سپر بلايی برای توجيه شکست،ها و قصورهايش بيابد. از جمله اين سپربلاها جامعه ی بهائی بوده است.

اقدامات حکومت ايران با توصيف ارائه شده توسّط هلن فاين (1984, ص7) در مورد دولت،هايی که به اتّهامات مربوط به نسل،کُشی و قوم،کُشی عکس،العمل نشان می،دهند نيز منطبق است. او اظهار داشته که برای واکنش دولت،هايی که در بدايت اقدام به نسل،کُشی عليه گروهی هستند, وقتی که در مورد اقداماتشان به حساب کشيده می،شوند, معمول،ترين راه اين است که انکار کنند که واقعه،ای در شرف وقوع است. اين جواب اوّليه ی حکومت ايران نيز بود که در سالهای بلافاصله بعد از انقلاب 1979 ايران, بالمرّه منکر شد که تضييقاتی در مورد بهائيان صورت می،گيرد. طريق عمده ی ديگری برای دولت جهت پاسخگويی در مورد اقداماتِ نسل،کُشی اين است که "اعلام نمايد اقدامات دولت عکس،العملی دفاعی در مقابل حملات قربانيان است." اين نيز مستمسکی بود که دولت ايران, که بهائيان را به جاسوسی برای آمريکا و اسرائيل و توطئه عليه ايران متّهم می،کرد, درمرحله ی بعدی مورد استفاده قرار داد.



[1] توضيح مترجم: Albigensian Crusades اشاره به مبارزه ی کليسای رُم عليه فرقه ی مسيحی ثنوی ساکن جنوب فرانسه (در Albi واقع در شمال شرقی تولوز) است که در قرون يازده تا سيزده وجود داشتند و سپس به دست پاپ و کليسا از بين رفتند. نام اين فرقه کاتار (Cathar به معنی تصفيه، شده) است. آنها در اصل فرقه،ای از اسلاو بودند که در ميان مسيحيان به عنوان زنادقه و روافض تلقّی می،شدند.

[2] توضيح مترجم: مقصود پاپ اينوسنت سوم (1216-1198) است که سعی کرد ريموند ششم, کُنتِ تولوز, را به همکاری با خود برای فرو نشاندن ارتداد وادار کند.

[3] توضيح مترجم: مقصود لويی نهم است که با همکاری با کميسيون نوپای تفتيش عقايد (انگيزيسيون) به مبارزه،ای موفّقيت،آميز با کاتارها پرداخت.
جهت ملاحظه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options