Skip navigation.
Home

نسل،کشیِ به تعويق افتاده - قسمت دوم

ادامه .. جامعه ی بابی و بهائی ايران: قضيه ی "نسل،کشیِ به تعويق افتاده"؟

موژان مومن

مرحله ی دوم


جهت ملاحظه قسمت قبلی مقاله اینجا را کلیک کنید

بعد از آن, نهضت بابيه عملاً به سکوت ملزم گرديد و به زيرزمين رانده شد. تا اواخر دهه ی 1860 طول کشيد تا نهضت بابيه ديگربار ظاهر شد. تا اين زمان, نهضت مزبور تحت هدايت و رهبری بهاءالله جانی تازه يافته و متحوّل شده بود. بهاءالله مدّعی شد که همان "مَن يُظهره،الله" که باب ظهورش را نبوّت کرده بود, و بانی دور ديانتی جديدی است. به اين ترتيب, پيروانش خود را بهائی خواندند. اگرچه بهاءالله بهائيان را از مبادرت به هر عملی عليه دولت يا حتّی دخالت در سياست ممنوع ساخت, امّا حکومت ايران و رهبران مذهبی همچنان به خصومت بی،رحمانه ی خود نسبت به نهضت مزبور ادامه دادند. امّا, عداوت مدّت زمانی چند خاموش و چون شعله زير خاکستر بود. اکثر رهبران مذهبی, که به مقصود اوّليه ی خود, يعنی جلوگيری از آن که نهضت مزبور به رقيبی جدّی تبديل شود, توفيق يافته بودند, توجّه خود را به مواضيع ديگر معطوف داشتند؛ مردم و حکومت نيز همان راه را رفتند که رهبران مذهبی در پيش گرفتند.
حرکت،های ايذايی عليه بهائيان شکل تازه،ای به خود گرفت. اکثريت بهائيان وفاداری خود به اين آيين را پنهان داشتند و سعی کردند به اين طريق از مسائل و مشکلات در امان بمانند. امّا, هر از گاهی, در نقطه،ای انفجاری از اقدامات ايذايي رخ می،داد. در يک مورد يک يا دو نفر از بهائيان برجسته ممکن بود به قتل برسند؛ در موقعيتی ديگر, منازل بهائيان غارت می،شد و خود آنها به شدّت مضروب می،شدند؛ در موقعی ديگر, بهائيان يک نقطه ممکن بود ازخانه،های خود رانده شده نفی بلد شوند. فی،المثل, در منطقه ی اصفهان که احتمالاً کمتر از دو هزار بهائی سکونت داشتند, بين سالهای 1874 و 1921 نوزده واقعه در جهت آزار و اذيت بهائيان صورت گرفت که به مرگ 15 نفر منجر شد (مؤمن, 1991, ص33). شديد،ترين واقعه،ای که در اين مرحله رخ داد در سال 1903 در يزد بود که در طیّ آن صد نفر از بهائيان به قتل رسيدند.
امّا, حتّی وقتی که هيچ واقعه ی عمده،ای در جهت ايذا و آزار رخ نمی،داد, مزاحمت،هايی در سطح پايين،تر جريان داشت. همسايگان مسلمان يا رهبران مذهبی محلّی برای آن که مطامع مالی خود را تأمين نمايند و مزايايی برای خودکسب کنند, به تهديد و تقبيح بهائيان متوسّل می،شدند تا با ارعاب از آنها مالی کسب کنند؛ منسوبين بهائيان به اين بهانه که غيرمسلمانان محروم از ارثند, ميراث آنها را تصاحب می،کردند؛ فحّاشی و آزارهای لسانی و جسمی امری عادّی و معمولی بود. اثر نهايی آن بود که جامعه ی بهائی هرگز احساس امنيت نمی،کرد و هميشه از لحاظ روانشناختی تحت فشار شديد قرار داشت.
جهت ملاحظه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options