Skip navigation.
Home

در حرکت به سوی آزادی مطبوعات

آزادی مطبوعات. چه درکی از این عبارت دارید؟ ابعاد آن را چطور ارزیابی می کنید؟ آیا آن را در مقیاس محلی تعریف می کنید یا ملی و یا بین المللی؟ از مفهوم آزادی در این عبارت چه برداشتی دارید؟ آیا باید مطبوعات منعکس کنندۀ افکار و نظرات تک تک افراد جامعه باشد؟ آیا وجود سطحی از کنترل دولتی را نیز بر آن مجاز می شمارید؟ جان باختن و زندانی و تبعید شدن روزنامه نگاران، آزادی مصاحبه با رسانه ها، اشاعۀ اکاذیب، تبلیغ علیه نظام، فیلتر کردن بعضی وبسایت ها و وبلاگ ها، کاهش سرعت و قطعی اینترنت، طراحی سیستم اینترنت ملّی و جدا شدن از سیستم اینترنت جهانی، پخش پارازیت روی تلویزیون های غیرموافق دولت، تشکیل انجمن های مستقل روزنامه نگاران، آموزش تخصصی روزنامه نگاری، صدور جواز برای رسانه های تازه، سرمایه گذاری دولتی در ایجاد مطبوعات مستقل، کدام یک از مصادیق آزادی مطبوعات است و کدام نیست؟ آیا فقط دولت ها می توانند آزادی مطبوعات را برقرار یا مختل کنند یا نیروهای مؤثر دیگری هم وجود دارند؟ مثلاً آیا روزنامه نگاران و شهروندان عادی می توانند خواسته یا ناخواسته دشمن آزادی مطبوعات باشند؟ اندیشیدن در این گونه پرسش ها ما را به درک بهتری از این مفهوم و کمک به برپاداشتن این اصل هدایت می کند.

۳ مه ۲۰۱۱ هجدهمین سالگرد روز جهانی آزادی مطبوعات است. این روز «فرصتی است برای جشن گرفتن اصول بنیادی آزادی مطبوعات، ارزیابی آزادی مطبوعات، دفاع از رسانه ها در برابر حملاتی که علیه استقلال آنها صورت می گیرد و ستایش روزنامه نگارانی که جان خود را در راه انجام وظیفه از دست داده اند.»[1] مفهوم آزادی مطبوعات سال ها پیش در بند آزادی عقیده و بیان اعلامیۀ جهانی حقوق بشر به عنوان یکی از حقوق انسانی مطرح شده بود: «ماده ۱۹. هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.»

اما خاستگاه این روز به طور خاص به تصمیمی بر می گردد که در ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ مجمع عمومی سازمان ملل متحد اتخاذ کرد و این روز را که با سالگرد تصویب اعلامیه ویندهوک، در آخرین روز سمینار سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) دربارۀ ترویج مطبوعات مستقل و تکثّرگرایانه در آفریقا، همزمان بود، روز آزادی مطبوعات نامید.

اعلامیۀ ویندهوک دربارۀ لزوم و چگونگی برقرار ساختن آزادی مطبوعات در زمان حاضر بیان می دارد که «گرایش جهانی به سوی دموکراسی و آزادی اطلاعات و بیان، سهمی اساسی در تحقق آرزوهای انسانی دارد» و روشن می سازد که «دموکراسی های چند حزبی جوی ایجاد می کنند که مطبوعاتی مستقل و تکثرگرا بتواند ظاهر شود.» در این اعلامیه همچنین آزادی مطبوعات به «تأسیس، حفظ و ترویج یک مطبوعات مستقل، تکثرگرا و آزاد» تعریف می شود که «برای توسعه و حفظ دموکراسی در یک کشور و توسعۀ اقتصادی ضروری است.» صفاتی که در این اعلامیه بارها در مورد مطبوعات بر آنها تأکید می شود عبارتند از آزادی، استقلال و تکثرگرایی. اعلامیه به تعریف معنای دو صفت مستقل و تکثرگرا می پردازد و می گوید: «منظور ما از مطبوعات مستقل، مطبوعاتی مستقل از کنترل دولتی، سیاسی یا اقتصادی و یا کنترل مواد و زیربنای لازم برای تهیه و انتشار روزنامه ها، مجلات و گاه نامه هاست» و «منظور ما از مطبوعات تکثرگرا، پایان انحصار از هر نوع، و وجود بیشترین تعداد روزنامه ها، مجلات و گاه نامه های ممکن که گسترده ترین گسترۀ نظرات درون جامعه را منعکس سازد، است.»

سالانه نهادهایی مانند سازمان گزارشگران بدون مرز و خانۀ آزادی، درجۀ آزادی مطبوعات را در جهان می سنجند. برای رده بندی کشورها از نظر آزادی مطبوعات، سازمان گزارشگران بدون مرز پرسش نامه ای تنظیم کرده که با تعیین موانعی که بر سر راه آزادی مطبوعات وجود دارد، به درک آنچه نقض آزادی مطبوعات است کمک می کند. مقایسۀ کشورها در این فهرست بر مبنای نقض حقوق «روزنامه نگاران (مثل قتل، زندان، حملۀ فیزیکی و تهدید) و رسانه های خبری (سانسور، توقیف روزنامه ها، بازرسی و آزار)»؛ «میزان مصونیت کسانی که مسئول این موارد نقض آزادی مطبوعات هستند»؛ «فشار قضایی، تجاری و اداری»؛ میزان «خود سانسوری»؛ «چارچوب قانونی برای رسانه ها (شامل کیفرهای جرائم مطبوعاتی، وجود انحصار دولتی برای انواع خاصی از رسانه ها و چگونگی نظارت بر رسانه ها) و میزان استقلال رسانه های عمومی»؛ «نقض جریان آزاد اطلاعات در اینترنت» انجام می گیرد. با تأملی در موارد عنوان شده مشخص می شود که موانع نه تنها از سوی دولت ها، بلکه توسط «میلیشیاهای مسلح، سازمان های مخفی و گروه های فشار» نیز ایجاد می شوند. نکتۀ مهم دربارۀ این رده بندی آن است که این گزارش «شاخص کیفیت مطبوعات» کشورها نیست.[2]

بر مبنای این ارزیابی،[3] از بین ۱۷۸ کشور موجود در فهرست، ایران ۱۷۵ امین کشور است. کشورهای اروپای شمالی فنلاند، ایسلند، نروژ، هلند، سوئد و سوئیس در ردۀ اول قرار دارند، اما جایگاه رهبری اتحادیۀ اروپا به خاطر کشورهایی چون فرانسه (۴۴) و ایتالیا (۴۹) در حال از دست رفتن است و این چنین است که به تحلیل گزارشگران بدون مرز «رشد اقتصادی به معنای آزادی مطبوعات نیست»؛ با این گزاره عجیب نیست که کشورهای آمریکا و کانادا جایگاه ۲۰ و ۲۱ این فهرست را به خود اختصاص داده اند.[4]

آخرین گزارش آزادی مطبوعاتِ خانۀ آزادی، علاوه بر طبقه بندی کشورها در سه گروه آزاد، تا حدودی آزاد و غیر آزاد و تخصیص نمره به شرایط قانونی، سیاسی و اقتصادی آنها، گزارش مشروحی از وضعیت هر کشور ارائه می دهد. طبق این گزارش کشورمان رتبۀ ۱۸۷ (با نمرۀ ۸۹) را دارد و این در حالی است که کرۀ شمالی با رتبۀ ۱۹۶ (نمرۀ ۹۹)، عنوان «سرکوبگرترین محیط مطبوعاتی جهان در سال ۲۰۰۹» را به خود اختصاص داده و فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد با نمرۀ ۱۰ آزادترین کشورهای جهان از نظر آزادی مطبوعات هستند.[5]

علیرغم نقش روشنگر گزارش های این چنینی در تعیین بسیاری از موانع سیاسی و گرایش های سیستمی ریشه دار و بارز که جلوی جریان آزاد اطلاعات را می گیرند و کمک مؤثّری که این گزارش ها به اقدامات رسمی منطقه ای، ملّی و بین المللی برای رفع این مشکلات می کنند، عوامل دیگری نیز هست که در راه آزادی نقش بازدارنده دارند و می توان از آنها به عوامل فرهنگی یاد کرد. سخن از موانعی ست که حتی بسیاری از داعیان دفاع از آزادی، آنها را به عنوان مشکل یا به رسمیت نمی شناسند یا بی اعتنا از کنارشان رد می شوند و یا شاید خدای نکرده هشیارانه به آنها دامن می زنند. در تشریح این حقیقت، سازمان ملل علاوه بر تأکید روی ضرورت «یک محیط حقوقی و قانونی ... که اجازه دهد یک بخش مطبوعاتی باز و تکثرگرا پدیدار شود» و «ارادۀ سیاسی برای حمایت از آن بخش و قانون مداری برای حفظ آن» و قانونی که «دسترسی به اطلاعات، به ویژه اطلاعات در عرصۀ عمومی، را تضمین کند»، از دو عامل مهم دیگر نیز برای برپایی آزادی مطبوعات یاد می کند، اول: «مصرف کنندگان اخبار [که] باید مهارت های دانش رسانه ای لازم را برای تحلیل نقادانه و در هم آمیختن اطلاعات دریافتی برای استفاده از آن در زندگی های روزانه شان و مسئول دانستن رسانه برای اعمالش را داشته باشند» و دوم: «متخصصان رسانه که به والاترین معیارهای اخلاقی و حرفه ای که توسط کارشناسان طراحی شده، پایبندند.»[6]

با پیشرفت فناوری و فرایند رو به رشد جهانی شدن و در نتیجه فراهم شدن امکان دسترسی به سیل روان اطلاعات، به طور فزاینده ای روشن می شود که انسان ها بدون آموزش لزوماً و به خودی خود قادر نیستند حقیقت را به چشم خود ببینند و راست را از دروغ تمیز دهند. یک مثال گویا و تاریخی در تأیید این مطلب، موفقیت ترفندهای تبلیغاتی نازی ها است که با «تصاویر قوی و پیام های ساده» از یک ملی گرای افراطی یک «یاری دهنده، منجی و رهاننده ... از رنج های تحمل ناپذیر» ساختند.[7] به این ترتیب می توان به طور ضمنی این طور برداشت کرد که برای وجود آزادی کامل مطبوعات، تک تک مخاطبان رسانه ها نیز وظایفی اساسی دارند، از جمله آن که حقیقت را کشف کنند و قابلیت ارزیابی اطلاعات و داده های خام و فراوری شده را در خود پرورش دهند.

اما چطور می توان این قابلیت را در خود پرورش داد؟ پیش از هر چیز لازم است که هر اطلاعاتی را به راحتی باور نکنیم و روحیۀ تقلید و راحت طلبی همراه آن را از خود برانیم. در این عصر هجوم اطلاعات، سخت است شهروندانی شویم که با وجود دشواری های موجود، همواره حقیقت را می جویند. حقیقت همیشه راحت به دست نمی آید، آن هم در دورانی که بسیاری از اهالی رسانه اهداف و نیات شخصی و خصوصی خود را با حقیقت می آمیزند. به طوری که گاهی انسان واقعا نمی تواند حقیقت را با شواهد موجود تشخیص دهد، ولی در اینجا شایستۀ یک شهروند قابل و توانا آن است که بتواند با دوراهی ها زندگی کند و بسازد تا شواهد قانع کننده برای تصمیم گیری بیابد. گاهی لازم است بپذیریم که در بعضی موارد حقیقت را نمی دانیم و این ندانستن خیلی بهتر از آن است که افکار خود را بر مبنایی نادرست بنا کنیم و به خطری بیفتیم که گذشتگان مان این گونه توصیفش می کردند: آن کس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابد الدهر بماند. رسیدن به حقیقت نیاز به اطلاعات دارد و اطلاعات گاهی حتی در دسترس اهالی رسانه هم قرار نمی گیرد، تا چه رسد به مخاطبان آنها.

بر این بناست که سازمان ملل می گوید یافتن حقیقت نه تنها نیازمند آگاهی از اخبار و اطلاعات گوناگون است، بلکه به آموزش نیز نیاز دارد. در حقیقت نمی توان از شهروندان انتظار داشت که بدون آموزش دیدن، توانمندی لازم برای تعامل با رسانه ها و اطلاعاتی را که از آنها دریافت می کنند داشته باشند. در این راستا، در گوشه و کنار جهان تلاش هایی در زمینۀ آموزش سواد رسانه ای به شهروندان شده و می شود. کتی دانلی، یک مدیر پژوهش در مرکز رسانه های اجتماعی در دانشگاه امریکن، به معرفی چند نمونه از این برنامه ها می پردازد که «به مردم کمک می کنند پیام های رسانه ای خود را ایجاد کنند، در گفتگوی مدنی میان-منظری[8] شرکت کنند، پیام های ضمنی رسانه ها [و تبلیغات رسانه ای] را دریابند و ارزیابی کنند، اعتبار منابع خبری و اطلاعاتی را بسنجند، و مخاطرات و مسئولیت های مربوط به رسانه های اجتماعی و تولید رسانه ای را درک کنند.»[9] قالب برنامه ها از بازی برای کودکان ۱۲-۸ سال، تا دورۀ آموزشی برای دبیرستانی ها و نیز برای شهروندان عادی، تا تهیۀ مواد کمک آموزشی و کلاس های تابستانی برای استفادۀ آموزگاران را شامل می شود.

اما هر قدر دانش رسانه ای شهروندان عادی افزایش یابد، درجۀ بیشتری از اخلاق و امانت داری روزنامه نگاری را از اهالی رسانه طلب می کند. این عامل آخر، یعنی روزنامه نگار، رسالت بزرگی دارد و آن منتقل کردن حقیقت است. مطبوعات در بهترین حالت آینۀ جامعه است، به این معنا که تمام بخش های جامعه را، آن طور که هستند، نه بیشتر، و نه کمتر، می نماید و می شنواند و برای آن که انعکاس درستی از جامعه به دست دهد، باید مستقل و پاک از هر آلودگی و غرضی باشد. حفظ این پاکی و تکثرگرایی بیش از هر عامل دیگری در دست روزنامه نگار است: «نگارنده را سزاوار آن که از غرض نفس و هوی مقدّس باشد و به طراز عدل و انصاف مزيّن و در امور  به قدر مقدور تفحّص نمايد تا بر حقيقت آن آگاه شود و بنگارد».

اگر روزنامه نگاری در بیان حقایق مرتکب اشتباهی شود، اگر به خاطر اغراض شخصی از بیان حقایق صرف نظر کند یا حقیقت را منحرف کند، تشعشعات این اشتباه تا چه حد منتشر خواهد شد؟ اگر روزنامه نگاری به خاطر نگرانی های شخصی و تهدیدهایی که روزنامه نگاران در کشورهای سرکوبگر با آن مواجهند، دچار خود سانسوری شود؛ یا اگر به پیروی از مطبوعات دیگر حاضر نشود حقیقتی را در رسانۀ خود اعلان کند؛ یا به جای دستیابی به منابع مستقل، به گرفتن اخبار از دیگر رسانه ها و عقب نیفتادن از دیگران قانع شود؛ یا به بازخوردهای خوانندگان که اشتباهاتش را گوشزد می کنند، بی اعتنا باشد؛ یا صدای بخش هایی از جامعه را انعکاس ندهد، چه اتفاقی می افتد؟

البته بسته به خبر و مطلب عنوان شده پاسخ به این سؤالات متفاوت خواهد بود. ولی در بیان بزرگی این رسالت کافی ست به تاریخ کشور خودمان نگاهی بیندازیم و مثال هایی را در نظر آوریم که اعتماد ملت به رسانه هایی که نه به منافع عمومی، بلکه به منافع اقلیتی خودبین، تن داده اند، به چه ظلم ها و تبعیض ها و محرومیت ها و خشونت هایی در مورد بخش هایی از این ملت که نینجامیده است. نسل کشی فرهنگی و نفرت انگیزی علیه اقلیت های دینی و نژادی را در نظر بگیریم. این را باید از مشکلات کلان اجتماعی و تاریخی ایران به حساب آورد. گرچه مشکلات کم دامنه تری هم از اشتباهات خواسته و ناخواستۀ رسانه ها ناشی می شود، مثل زمانی که مرز آزادی بیان با بی احترامی به عقاید و «حقوق یا حیثیت دیگران»[10] تشخیص داده نمی شود.[11]

درستی، بی طرفی و انعکاس نظرات متنوع، انصاف، استقلال و امانت داری، احترام به زندگی خصوصی افراد در عین توجه به منافع عمومی صفات و اصولی هستند که به هر روزنامه نگاری قبل از شروع کارش آموزش داده می شوند. اما برای آن که مطمئن شویم این اصول در عمل به اجرا گذاشته می شوند و این روند در ادامۀ راه تداوم خواهد داشت، ارزیابی مستمر ضروری است.[12] روزنامه نگاری که این چنین با وجدان به وظیفۀ خود نگاه می کند، از مهم ترین عوامل ایجاد فرهنگ حقیقت جویی و صداقت و انصاف در جامعه است و این چنین است که قلم او و حضور او به توانمند شدن مردم و رشد جامعه اش کمک می کند: «گفتار نيک و صدق، در بلندیِ مقام و شأن، مانند آفتاب است که از افقِ سمآءِ دانش اشراق نموده، امواج اين بحر، اَمامِ وجوهِ [=پیش روی] عالم، پيدا و آثارِ قلمِ حکمت و بيان، هويدا».

فروغ مهرآور

۸ اردیبهشت ۱۳۹۰



[1] Department of Public Information, United Nations © 2010

[5]  گزارش کامل خانه آزادی: http://www.freedomhouse.org/template.cfm?page=251&year=2010.

[7]  مقاله ساختن یک رهبر، در دایرة المعارف هولوکاست: http://www.ushmm.org/wlc/fa/article.php?ModuleId=10007817.

[8] cross-platform

[10] ماده نوزدهم میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (۲۵ آذر ۱۳۴۵) http://www.iranrights.org/farsi/document-151.php.

[11] و این نکتۀ آخر را به احترام روزنامه نگارانی که هستی و آرامش خود را در راه وظیفۀ اجتماعی فدا می کنند، در متن نمی آورم و آن این که اگر به منافع خود روزنامه نگار و رسانه اش بنگریم، در بازار رقابتی امروز صداقت عامل بقای رسانه است و نبود آن عامل دفع مخاطب.

[12] دیوید بروئر، روزنامه نگار و مشاور رسانه ای سرویس خبری آنلاین بی بی سی، سی ان ان و الجزیره، در بخش آموزش اخلاق نویسندگی سایت خود آزمونی گذاشته تحت عنوان «آیا روزنامه نگاری شما اخلاقی است؟» که در آن نکات و سؤالاتی دربارۀ اخلاق نویسندگی مطرح شده و چک لیست مناسبی برای سنجش فراهم آورده است: http://www.mediahelpingmedia.org/training-resources/editorial-ethics/586-is-your-journalism-ethical-take-the-test. ترجمه ای از آن را می توانید در سایت شبکۀ بین المللی روزنامه نگاران بیابید: http://ijnet.org/fa/stories/71714.

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options