Skip navigation.
Home

هموطن دست از آزار بکش

شعر جدیدی از آقای عنایت الله سنایی (همسر جناب سنایی خانم طره تقی زاده محکوم به 22 ماه حبس تعزیری به اتهام تلبیغ علیه نظام می باشند و هم اکنون دوره محکومیت خود را در زندان ساری می گذرانند. نامه های سرگشاده جناب سنایی به رئیس قوه قضائیه در این ارتباط را از لینک زیر می توانید بخوانید:

با ما مسلمانی کنید!
براندازی و تبلیغ علیه نظام
آیا اسلام با آزادی دین و بیان مخالف است؟
 آزادی دین و بیان در اسلام

 


هموطن دست از آزار بکش

 

 لطف و محبتی که بعضی از خوانندگانِ این سطور در ارتباط با شعر "دلم شکسته است " ابراز داشته اند مرا بر آن داشت تا بعضی دیگراز اشعار خویش را که پس از دستگیری و زندانی شدنِ همسر بیگناهم (از تاریخ 18/ 10 / 89 تا کنون) سروده ام بالاخص تقدیمِ آندسته از عزیزانی که بیگناه و صرفا به خاطر مسائلِ دینی و عقیدتی در زندان های جمهوری اسلامی ایران بسر می برند ونیز خانواده هایشان، که در معرض انواع و اقسام مشکلات ودرگیریها می باشند نمایم.در ضمن جهت اطلاع باید عرض کنم

که شعر ذیل مربوط میشود به روز دستگیری وجلب همسرِ معصومم که شرح ِ آن در یکی از نامه های بنده که خطاب به رئیسِ محترم قوّه قضائیه ، انشاء گردیده ، منظور شده است. [1]

 

********************

 

آن زمانی که ترا ره سویِ زندان بردند

تا نشانند درآن دخمهء بیدادِ زمان

من به چشمِ دلِ خود میدیدم-

می بریدند سَرِ عدل بشمشیرِ ستم

و طنابی به درازای قَدِ ُبغض و عِناد -

بسته بر گردنِ انصاف و شرف.

********************

 

می شنیدم ، در آن لحظه به گوشِ دلِ خود:

ضجّه هائی که " نبی " در دل داشت

ناله هائی که " علی " بر لبِ خود پنهان کرد -

و حسین،

کز جفا و بدیّ ِ امّتِ خود نالان بود .

همه فریاد کنان میگفتند: " آه! ای بی خبران

ای شما مُدّعیِ حبِ " نبی" مهرِ " علی"

بس کنید این همه آزار و ستم

بیش از این حیثیتِ عدل به یغما نبرید."

 

********************

و به یادم آمد که نبی گفت به آواز بلند:

" هان! بترسید ز هر ناله و آه مظلوم

گر چه او کافر و مشرک باشد

که میانِ من و نفرینِ ستمدیده، حجابی نبود (1)

که خدا فرموده ست :

گر کسی ظلم به مسلم نکند

و نجنگد با او

بهر او نیکی و احسان باید

عدل با او سزاوارتر است."(2)

 

********************

 

و شنیدم که علی گفت به نغمات حجاز:

" همه در بارگه عدلِ خدا یکسانند

همگی بهره ای از رحمت و احسان دارند."(3)

و به مالک (4) فرمود:

" ما علمدارِ مساوات،

وَ آزادیِ نوعِ بشریم

سخن از قوم و نژاد، مذهب و دین

اینجا نیست!

سخن از حرمت انسان و شرافت اینجاست

سخن از اصلِ کرامت اینجاست."

بعد فرمود به او :

" مصریان گر چه گروهی نه هم کیشِ تواند

لیک آنها همه چون تو بشرند

همگی بنده یک دادگرند

پس به آن دیده در آن خلق نگر

دوست داری که خداوند به تو درنگرد."(5)

 

********************

حال ای جانِ برادر هشدار

حال ای مدّعیِ عدلِ" علی" نیک نگر

او چنین گفت درآن ازمنه ظلمت و جهل

و تو در عصرِ فضا می گویی

همه باید که مسلمان باشند؟

همه باید که تو را بنده شوند؟

تا به آزادی و حقّی برسند؟

یا که از عدل، نصیبی ببرند؟

این کجا جانِ برادر

وَ فرمانِ علی، مَرجعِ معصوم کجا !

پس بیاندیش و میاندیش ز کس

آخرت را تو به دنیا مفروش

 

********************

بس کن این ظلم و ستم

هموطن ، دست ز آزار بکش .

عنایت الله سنائی

18/10/ 89

 

 

1. نهج الفصاحه ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ،ص ، 48( نقل به مضمون)

2. قرآن کریم ، سوره ممتحنه ، آیه 8

3. نهج البلاغه ، ترجمه جواد فاضل ، قسمت هایی از نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر

4. مالک ، اشاره به مالک اشتر سردار بزرک اسلام در زمان حکومت علی ع که به حکومت مصر منسوب گردید.

5. نهج البلاغه ، قسمتهائی از نامه 53 ( نقل به معنی )

 

 



[1] ر.ک به سایت های آگاهی و هرانا


Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options