Skip navigation.
Home

خانه های بدون بام ایول، درتحجُّر برف و بوران زمستان 1389

ش.پ : 0035/89/304/6351

از فصل، ماه، هفته و روز دیگر گذشته، و تیک تیک عقربه ی ساعت به پایان سال نزدیک است و تحویل سال از 89 به 90 و اعلام سال نو با بوق و کرنا، وخواندن آیه ی تحویل سال به روال هر ساله : " یا مقلِّبَ القلوبِ والابصار، یا مدبِّرَاللیلِ والنّهار، یا مُحَوِّلَ الحول و الاحوال، حوِّل حالنا إلی أحسَنِ الحال." (1) ولی بدون این که تحوّلی در وجود انسان مغرور و خودبین روی داده باشد؛ انسانی که نتوانسته است با گذشت عمر چند ساله ی خود و دیدن حوادث و وقایع آفاقی و أنفُسی در پیرامونش درس عبرت گیرد، وهم چنان با تکیه بر زر و زور و عدم دگر اندیشی زندگی را بر گروهی که تعلقات جسمانی و روحانی به آب و خاک وطن مألوف خود دارند، راه را بر آنان سد نموده واز طرفی سخن از عدالت اجتماعی و صلح وسلام وامنیت سر می دهد که هیچ کدام آن حداقل برای خودش هم که مدعی آن است، فراهم نیست؛ چون خداوند مخاطباً للانسان فرموده است : " آنچه را برخود نمی پسندی بر دیگران مپسند." (2)
این بیان الهی که در همه ی ادیان به زبان و مفهومی مشابه آمده است در علوم انسانی مثل فلسفه و اخلاق تحت عنوان قاعده و قانون زرین مطرح گردیده است. آنانی که خود را به اسلام و مسلمانی منسوب می دانند که به عبارتی باید تسلیم اراده الهی باشند آیا با همین قانون زرین به حرق و تخریب بیوت کشاورزان بهائی ایول پرداخته اند، و احسن الحال یافته اند؟! و آیا اگر در موقعیت بهائیان کشاورز ایول بودند، می توانستند تحمل این اقدام غیر انسانی را داشته باشند؟ وحال در مجرای امور قضائی و دادگستری چه سدّ و مانعی به وجود آمده که دادخواهی آنان این همه مطوّل شده و پرونده به جای این که بر سر میز قاضی برای قضاوت با شد در دست مامورین اداره ی اطلاعاتی است که ادعای تولّا و مسئولیت رسیدگی به امور بهائیان را در این مملکت دارند و شاید هم بر اساس همین قاعده زرین می خواهند که آنچه را به پسندند که بر خود می پسندند؟!
این مختصر را در کنار مطالبی دیگر(3) که از قبل در دو فصل پائیز و تابستان امسال تنظیم گردیده، منضم نمائید و به قضاوت بنشینید تا ببینید که انسان به ظاهرمتعصّبِ متدین، با دیگر انسان ها چه کرده است؟ و برای تصاحب آب و خاک به چه ترفندی متوسّل است در حالی که جای وی در بیش از یک شبر خاک نبوده و نیست. به این بیان عبرت باید گرفت: "...اسکندر رومی جهان گشا بود و کشورستان، چون از فتح ایران و توران وچین و هندوستان طبل رجوع بکوفت و با حشمتی بی پایان توجه به وطن مألوف نموده در شهر زور(4) چراغ عافیت خاموش شد وشش جهت را پرده ظلمت فرا گرفت، صبح آخرت نمایان شد. دانایان بر جنازه ی او جمع شدند و انجمن ماتم تاسیس نمودند، هر کس تعزیت نمود و در مقام تأسف لبی گشود، ازجمله شخصی از هوشمندان برخاست و در مقابل نعش بایستاد و گفت : "سبحان الله این شخص گمان می نمود که ملک الملوک است، حال ثابت و محقق گشت عبد مملوک است." دیگری گفت : " سبحان الله دیروز این پادشاه غیور را هفت اقلیم وسعت گنجایش نداشت، امروز در شبری از زمین گنجایش یافت."(5)
شنبه 4/10/89 : مامورین اداره ی اطلاعات ساری به منزل مرتضی موفقی واقع در آهو دشت ساری رفته و با حکمی که در دست داشتند، به بازرسی منزل وی پرداختند. بهانه آنان در این بازرسی مبنی براین که همسرش مهین تاج روحانی متهم است که در تخریب منازل بهائیان کشاورز ایول که از جمله مربوط به خانواده ی خود وی و همسرش ( مرحوم ذکرالله روحانی و جناب عین الله موفقی) بوده، با خبرگزاری رادیو بیگانه مصاحبه نموده است. یک هفته قبل ازبازرسی منزل، از طرف همین نهاد، پیگیر شماره ی موبایلی بودند که با آن ارتباط تلفنی صورت گرفته و برای این منظور آنان را به ستاد خبری ساری فراخواندند و چون به تلفن مزبور اعتنائی نشد، ادامه ی پیگیری آنان منجر به بازرسی منزل و بردن وسائل اعتقادی و...گردید.
نکته قابل توجه بر این است که این دو خانواده به همراه بقیه ی اعضای خانوارایولی از شروع ماجرای تخریب تا به حال در دستگاه قضائی مشغول پیگیری پرونده خویش اند و تا به حال یکی از اعضای نهادهای سیاسی و قضائی نظام جمهوری اسلامی ایران به این امر مهم غیر شرعی و غیر قانونی توجه نکرده و جوابی نداده است و چون دادخواهی از مرز محلی و منطقه ای و ملی بیرون رفته تا شاید کسی داد این بیدادگری را بشنود این چنین مورد بی مهری واقع گردیدند.
7/10/89 : مرتضی به همراه همسرش در ستاد خبری مورد بازجوئی قرار گرفتند و این اقدام در صبح و بعد از ظهر و نیز روز بعد آن ادامه یافت.
11/10/89 : مهین تاج همسر مرتضی را از منزلش دستگیر و به بازداشتگاه کچوئی بردند و یک هفته در سلول انفرادی آن نگه داشتند، تا بازجوئی شود و پرونده ای برای وی تشکیل گردد؛ و داد بیدادگری اش فعالیت علیه نظام تلقی شد. ولی مفسدینی که جرم مرتکب شدند و برای اجرای جرمشان که تخریب منازل کشاورزان بهائی ایول بوده مجلس شوری تشکیل دادند، فعالیت در راستای تحقق بخشی به اهداف نظام بود!
درجریان این بازجوئی معلوم گردید که پرونده ی قضائی کشاورزان بهائی ایول دردست مامورین اداره ی اطلاعات می باشد. پرونده ای که مراحل اولیه تحقیق آن توسط مامورین پاسگاه تلمادره (پشتکوه)، به حکم قاضی ناصری از دادگاه کیاسرانجام گرفت. و چون محرکین و مقصرین اصلی تخریب منازل و انبار کاه و علوفه و طویله احشام بر اساس شواهد و مدارکی که در پرونده بوده به دادگاه معرفی نشدند، و با فشارهائی که از طرف همان افراد خاطی که در ارگان ها پست ومقامی داشته و دم به تله نمی دادند و اعمال نظر می نمودند و زور پاسگاه هم به آنان نمی رسید، لذا با لایحه ای که وکلای پرونده نوشته وتقاضای ارجاع پرونده به اداره و سازمان امنیت شهربانی استان دادند، پرونده ی مزبور به این نهاد برای تحقیق و تفحص و مشخص شدن عوامل اصلی ارجاع شد، و به طوری که معلوم گردید از ماجرا پرده برداری شد و از بازجوئی هائی که نهاد مزبور داشته قضایا روشن گردید و حال می بایست این پرونده برای قضاوت در دست قاضی ناصری قرار گیرد ولی چنین نشد و پرونده ایول از طرف دادگستری ساری به اداره ی اطلاعات استان و به دست بازجوئی قرار گرفت که خود را کارشناس و متولی ومسئول جامعه بهائی می داند.
15/10/89 : آقای عبدالباقی روحانی عموی مهین تاج که در بازداشتگاه کچوئی به سر می برد به ستاد خبری فرا خوانده می شود. جوادی بازجوی اداره ی اطلاعات که همکار موحد است از وی راجع به پرونده ایول سوالاتی می نماید و از مقدار زمین و خانه سرائی که در محل دارند مطالبـی می پرسد و وانمود می نماید که پرونده مزبور در حال تحقیق می باشد. از وی شماره تلفن هائی را درخواست داشته که به دنبال آن روزهای بعد ( 16/10 و 18/10 ) از طریق تماس تلفنی با 6 نفر دیگر سوال وپرسش شبیه آنچه که از آقای روحانی پرسیده بود، می نماید. و هر یک از مخاطبین وی نیز مطالب خود را بازگو نموده و مطرح می نمایند که زمین های آباء و اجدادی ما مانند دیگر هم محلی مسلمان ایولی، دارای بنچاق و سند است و فتوکپی آن هم ضمیمه پرونده است و تحقیقات در این مورد از قبل توسط مامورین پاسگاه انجام و روستاهای مجاورهم این مطلب را تائید نمودند.
از قرار معلوم همزمان در پی این پرس وجو، ازجمله تعدادی از افراد مسلمان ایولی را نیز نهاد مزبور برای بازجوئی و کشف عوامل وقایع تخریب به اداره ی اطلاعات فراخوانده است؛ که از جمله آنان : صفر علی اسماعیلی ، سید جواد درخشان ، منصور لیالی و نادعلی فلاح پور می باشند.
6/11/89 : سفر وکلای پرونده ایول به دادگاه کیاسر و ملاقات قاضی ناصری رئیس دادگاه و پیگیری پرونده ایول که معلوم می شود پرونده در دادگاه موجود نیست و قاضی ارجاع به پاسگاه نمود و چون به پاسگاه پشتکوه رجوع شد پرونده آنجا هم نبود و بعد معلوم شده که پرونده همچنان در دست مامورین اداره ی اطلاعات استان است.
24/11/89 : از جهاد کشاورزی استان، تماس تلفنی گرفته شد که در مورد طرح شکایت مردمی بهائیان ایولی درسفرسوم ریاست جمهوری، سوالاتی است که باید پاسخ داده شود. لذا دو نفر از طرف کشاورزان بهائی ایول به نهاد مزبور رفته و اطلاعاتی را به نماینده آن سازمان دادند تا جواب درخواست متعافباً وصول یابد. لازم به ذکر است که در سفر اخیر رئیس جمهور به مازندران(9و10 آذرماه امسال، به شماره نامه : 511026115 ) و در طرح شکایت مردمی، بهائیان ایول نیز در مورد زمین های مزروعی و تخریب منازل خود طرح دعوی داشته و خواسته اند که رسیدگی عاجل در این مورد صورت گیرد. در ادامه این جریان اقدام جهادکشاورزی بوده که اشاره شد.
28/11/89 : با اتومبیل سواری سفری به ایول صورت گرفت ولی برف و یخ و مه شدید مانع از ورود به این روستا گردید. وماشین از دو راهی قبرستانی جلوتر نرفت.
ــ در هفته اول اسفند به دفترنماینده مجلس آقای شجاعی در ساری مراجعه شد و چون خود وی در دفتر حاضر نبود با نماینده اش راجع به امور ایول که از قبل در جریان بوده و شکایتی هم تهیه و تحویل وی شده بود صحبت شد و قول داد که پیگیری نماید.
در پایان این مقال سروده ای را از یک شاعر بهائی ایولی نقل می نماید که مخاطبش بازجوی(6) اداره اطلاعات است و پرونده ایول در دستش می باشد و البته این بازجو با شناختی که ازروحیه ی مقاوم جامعه روستائی ایول دارد، می داند و آگاه است که ید تقدیرالهی دستان پینه بسته آنان رادر طول تاریخ حیاتشان که پر از فراز و نشیب بوده ، بلا جواب نگذاشته و همان طور که هر سر را روزی رسان است منبعد هم رازق آنان خواهد بود ولی در این میان امثال وی و همه کسانی که در واقعه ایول و پرونده آن دستی بر آتش داشته وخواهند داشت و در ظل نظامی اند که آن رامنسوب به دیانت مقدس اسلام می دانند وعمل کرد آن را در انظار جهانیان به معرض نما یش گذاشته و از طرفی مورد امتحان و افتتان الهی واقع شده اند:

سلامم را رسانید بر موحـــــد به آن مرد شریف و هم مجاهد
به قول من بگوئید این پیام را رها کن از سرت افکار خام را
میا زار بندگان صادق شهــــر حیا کن تا نگردد موجب قهــــر
اگرخواهی تونظم دولت وملک قدم بگذار ایامی کشور تـــرک
ببین آنان چه زیبا زیست دارند هر آنچه درشما ها نیست دارند
همه از هر بدی اندیشه کردنــد بهم زیستی صداقت پیشه کردند
مسلمان و یهود و هـــم نصاری همه با هم به نرمی و مـــــدارا
ترقی وطن آمالشان اســــــــت بسی بهتر زما احوالشـان است
نه نفرت جای دارد نی تعصب نه نیرنگ د رمیان است و تقلب
بدین گونه زما پیشی گرفتنــــد اروپا را بخود خویشی گرفتنــد
تو و ما راعقب مانده شمارنــــد به این علت بسی بر خود ببالند
بیاای دوست جفا جزننگ نیارد بلا از شش جهت بر ما ببـــارد
هم اکنون باید از غفلت رهیــدن حقیقت را بگوش جان شنیـــدن
مشو غره به چند روزه مقامــت نماند این عسل دائم بکامــــــت
بیا چون دوست با مردم بمانیــم سرود مهر را با هم بخوانیــــم
بسازیم میهن خود را دو بــــاره که ساقی می دارد در پیالــــــه

بهائیان ایولی دلخوش اند از این که در استمرارفعالیت ها جهت احقاق حقوق حقه خود، تائیدات الهی مشمول حالشان است. لذا " امیدواریم و دعا می کنیم که اقدامات مستمر این عزیزان برای دفاع ازحقوق خود از طرق قانونی ادامه پیدا کند کوشش های آنان لاجرم روزی به نتیجه خواهد رسید."

ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی 27/12/1389



1) دعای تحویل سال که مضمون آن چنین است : ای (خداوند) دگرگون کننده قلب ها وبصیرت ها، ای تدبیر کننده روز و شب، ای متحول کننده(تغییر دهنده)دگرگونی و تحولات،برگردان حال (تغییر،تحول) ما رابه نیکو ترین حال.
2) "آنچه برای خود نمی پسندد برای غیر نپسندد."(حضرت بهاءالله،کتاب ایقان،ص.128، درذکر شرایط مجاهد حقیقی در کسب معرفت الهی ) برای اطلاع بیشتر از این قانون طلائی ر.ک. به کتاب فلسفه اخلاق، اثرگنسلر،برگردان بحرینی، فصل هشتم :قاعده زرین.
3) عناوین مطالب عبارتند از : الف) چگونه بغض 27 ساله ی روستای ایول ترکید؟ ب) روز شمار واقعه ی تخریب منازل بهائیان در ایول،تابستان 1389. ج) مقصرین تخریب ساختمان های مسکونی کشاورزان بهائی ایول چه کسانی اند؟ د) زمین های کشاورزی بهائیان ایول را شورای اسلامی ایول به بیت رهبری تقدیم می کند. ه) روز شمار وقایع ایول در پائیز سال1389.
4) شهر زور در قدیم بسیار آباد و معتبر بوده و در کردستان و عراق امروزی، نزدیک شهر سلیمانیه قرار داشته است.
5) نقل از " ارمغانی از جهان الهی " جناب حسینی،ابوظبی،2001.
6) افسراطلاعات استان به نام بازجو موحد که نام اصلی وی عباس علی زاده است و پدرش به همین نام فامیلی مغازه لوله فروشی در خیابان امیر مازندرانی نرسیده به سه راه کشاورزی دارد و ساکن ساری است. وی که چند سالی است در اداره ی مزبور خدمت می کند خود را کارشناس ادیان از جمله بهائیت می داند و به کمک افراد دیگر از جمله بازجو جوادی معروف به مهندس جوادی و نیز جوانی به نام حاج صادق از بهائیان دستگیر شده باز جوئی می نمایند. و چنانچه افراد بهائی از شهرهای دیگر استان مازندران در بند آنان باشند از همان شهر هم افرادی در بازجوئی کمک آنان می کنند ولی آنچه که مسلم است همه ی این بگیر وببندها که به نوعی سلیقه ای اقدام می شود بنا به دستور موحد و هماهنگی وی با نهاد قضائی شهر های استان مازندران(دادستان) است. وی در دولت نهم و دهم حدود 70 نفر از بهائیان استان را دستگیر و قریب به اتفاق منازلشان را مورد بازرسی قرار داده و ضمن توقیف و ضبط کلیه ی وسائل اعتقادی به پرونده سازی برای آنان مبادرت نموده است. وی بسیار خرسند است از این که بابت آزار و اذیت بهائیان برای خویش چنین کارنامه درخشانی خلق کرده است.


Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options