Skip navigation.
Home

عطر شعر

شعر زیر از مهوش ثابت یکی از هفت رهبر بهائی زندانی در زندان گوهردشت کرج است.

او ۵۷ سال دارد. قبل از این که به علت اعتقاد به آئین بهائی از کار دولتی خود در بخش تعلیم و تربیت اخراج شود، معلم و مدیر دبستان بوده است. او در ۱٥ سال گذشته مدیریت مؤسسۀ آموزش عالی بهائی (مؤسسۀ علمی آزاد)، را برعهده داشته است. اين مؤسسه امکانی برای تحصیلات عالیه در اختيار جوانان بهائی قرار می‌دهد.

خانم مهوش ثابت در سال ۱٩٥٣ در اردستان بدنیا آمد و هنگامی که در کلاس پنجم دبستان بود به تهران نقل مکان کرد. او در رشتۀ روانشناسی دانشنامۀ ليسانس دارد. کارِ حرفه ای اش را به عنوان معلم شروع کرد و بعداً به مدیریت چند مدرسه منصوب شد. در راستای تخصص حرفه‌ای خویش، با کمیتۀ ملی سوادآموزی ایران همکاری داشت اما بعد از انقلاب اسلامی، مانند هزاران مدرس دیگر بهائی، از کار خود اخراج و از اشتغال به هرگونه کار آموزشی دولتی محروم شد.

 

شعری از مهوش ثابت
عطر شعر

در زیر تک درخت انار تکیده ای بنشسته ام خموش
گویی تمام بارزنان اسیررامن می کشم به دوش

هرگوشه دسته دسته زنانی به گفتگو،درسایه ی شکسته ی دیوارهای بند

آن سوی،دختران جوانی قدم زنان ،رنجور و ناتوان و پریشان و دردمند

در زیر سایه بان، دمی نشسته گرد پرستوی نغمه خوان
امواج صوت اودربسترنسیم،محزون وپرتوان

جمعی به شستشو،هرگوشه بندها،خم گشته زیر بار فراوان رختها

پاییز سر زده بر شاخه های بی بر و بار درختها

اینجا نشسته است فریبای مهربان،دست نوازشش بر روی وموی پیرزنی زار و بی پناه

فریاد می زند نفس پاک او ،که اومظلوم و بی گناه

من غرق می شوم در قطره ها ی اشک زنی خسته ونحیف
من غرق می شوم درخون جاری ازرگ آن دختر ضعیف

از بغض سخت ٍتلخ غم انگیز دختری وقتی به پای حکم قصاصش انگشت می زند تا مرگ می روم

من از غریب هلهله ی شادی زنان وقتی یکی ز چوبه ی اعدام می رهد سر شار می شوم

تا صبحدم ز تلخی فریادهای آن معتاد خسته جان بیمار می شوم

من عطر شعر می زنم برنانهای مانده ی کافوردارسرد
من رنگ نور می زنم برچهره ها ی تیره ی بیمارمات و زرد

بر حس برکه ای کز جوشش و خروش،نومید گشته است رویای موج می دهم

بر مرغکان بسته پر و بالٍ در قفس امید اوج می دهم

من در خیال خود با هر زنی که زیرلگدهای ظلم و جور خاموش گشته است از هوش می روم

در زیر تک درخت انار تکیده ای بنشسته ام خموش
گویی تمام بارزنان اسیررا من می کشم به دوش

تقدیم به مادرم که عاشق او
بوده و هستم 1/7/1389

 

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options