Skip navigation.
Home

شاید من، شاید تو؛ برای کوهیار گودرزی/ حسام میثاقی

کوهیار گودرزی، از افراد فعال و شناخته شده در زمینه لغو مجازات اعدام، به خصوص اعدام نوجوانان است. وی تلاش‌‌های بسیاری را در زمینه اخذ رضایت از اولیا دم مقتولین برای جلوگیری از اعدام نوجوانان انجام داده است و با اطلاع‌رسانی و فرهنگ سازی در این زمینه سعی در کاهش آمار اعدام در ایران داشته است.
وی در آبان‌ماه با فشار نیروهای امنیتی از دانشگاه صنعتی شریف اخراج شد. او در رشته مهندسی هوافضا در این دانشگاه مشغول به تحصیل بود. از سوابق این روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر می‌توان به عضویت در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، دبیر سابق کمیته گزارشگران حقوق بشر، از برنامه‌سازان رادیو زمانه، عضو کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم وحدت و عضویت در دفتر تحکیم وحدت طیف علامه اشاره نمود.
ماده 12 « اعلامیه حقوق و مسئولیت افراد، گروه‌ها و نهادهای جامعه در ترویج و حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی شناخته شده جهانی(مصوب مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تاريخ 9 دسامبر 1998)» :
« هرکسی این حق را دارد که، بطور فردی یا همراه با دیگران، درفعالیت‌های مسالمت‌‌آمیز بر علیه نقض حقوق بشر و آزادی‌های اساسی شرکت نماید.»
.......................................................................
کوهیار، دویدن‌های تو برای نوجوانان اعدامی را همه دیده‌اند. چه روزهایی که در کوچه پس کوچه‌های فقیرترین نواحی شهر به دنبال آدرس خانواده‌های مقتولین بودی تا دلی را به دست آوری و نوجوانی را زنده نگه داری. تمام تلاشت این بود که این خصلت انتقام‌جویی و خون‌خواهی را از ذهن و فکر آدم‌های این سرزمین پاک کنی و به جایش به آنها اندکی بخشش یاد بدهی. کوهیار، تو مجرمی! در این سرزمین قاتل و جانی و دزد مجرم نیستند اما تو مجرمی که قصد محو کردن روح انتقام‌جویی را داشتی. تو مجرمی که دویدن برای نوجوانان اعدامی را به تحصیل در دانشگاه شریف بخشیدی و حال باید طعم زندان را نیز بچشی.
اما فقط نوجوانان نبودند. می‌دانم که سهیلا قدیری را هرگز فراموش نخواهی کرد. زنی که می‌گفتند طفل نوزادش را به قتل رسانده است. تو سهیلای قاتل را هم دوست داشتی و دلت برایش می‌تپید. او یک قربانی بود، قربانی جامعه‌ای که هر روز هزاران قربانی جدید می‌زاید و این ماشین‌های انسان‌نما عین خیالشان نیست. وقتی سهیلا اعدام شد هیچکس را نداشت که برایش گریه کند اما تو برایش اشک ریختی. آن روز همه خوشحال بودند که صفر انگوتی اعدام نشد اما تو برای زنی که تمام عمر مجبور به تن‌فروشی شده بود و سرنوشتش اعدام بود اشک می‌ریختی. کوهیار، حکایت ما نیز همین است، ما نیز روسپیانی هستیم که هر روز در این سرزمین اعدام می‌شویم. خوش به حال سهیلا که رفت و آرام گرفت.
از آن روز که رفته‌ای بارها و بارها ترانه‌ی محبوبت، "شاید من، شاید تو" از گروه Scorpions را گوش داده‌ام.*
شاید من، شاید تو
بتوانیم کلید رسیدن به ستاره‌ها را بیابیم
تا قلب امید را بدست آریم و
یک قلب ناامید را نجات دهیم
کوهیار، آن بچه گربه‌ی سیاه را یادت هست؟ همان که سرش زخم شده بود و تو برای او هم دل می‌سوزاندی. من گرفتمش و تو پماد روی زخمش مالیدی.
شاید من، شاید تو
سربازهای عشق هستیم
به دنیا آمدیم تا شعله‌ای را بدوش گیریم و
نور را به تاریکی هدیه دهیم
کوهیار، این روزها نیستی که ببینی بهجت کریم‌زاده را می‌خواهند اعدام کنند. او هم از آن آدم‌های تنهاست که هیچکس را ندارد و همه با رگ‌های باد کرده و دهان‌هایی که خون از آن می‌چکد، می‌خواهند از او انتقام بگیرند. می‌خواهند او را بکشند و تو پشت میله‌هایی.
مثل کوه هستی کوهیار، مثل کوه بمان که این دنیا امثال تو را کم دارد. وقتی که نوجوانی گوشه‌ی سلول روزهای قبل از اعدام را می‌گذراند، وقتی زن محکوم به اعدامی آخرین نفس‌ها را می‌کشد، هر وقت طنابی را برای اعدام آماده می‌کنند، دنیای ما تو را فریاد می‌زند. شاید بگویی این همه تلاش‌، دویدن‌ها و عرق‌ریختن‌ها سودی ندارد و آنها کار خودشان را می‌کنند. اما کمترین سودش آن است که وقتی انسان تنهایی اعدام می‌شود، کوهیاری هست که برایش اشک بریزد.
این روزها غم زیاد شده است. به خانه‌تان زنگ زدم، مادرت منزل نبود و پس از چندبار زنگ صدای تو را شنیدم روی پیغام‌گیر:‌ «لطفا پس از شنیدن صدای بوق...»
هیچوقت فکر نمی‌کردم اینقدر سخت باشد شنیدن صدایت...
http://chrr.us/spip.php?article7582

بل سپاس به امید آزادی همه ی

بل سپاس
به امید آزادی همه ی زندانیان سیاسی وعقیدتی
من این مطلب را در گروپ کوهیار را آزاد کنید در فیس بوک می گذارم

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options