Skip navigation.
Home

روحانيون در بند حكومت روحانيون

در طول سه دهه حاكميت جمهوري اسلامي، با بسياري از علما و روحانيون برخوردهايي صورت گرفته است. اين برخوردها از ممنوع المنبر شدن تا حبس و اعدام آن ها ادامه پيدا كرده است.

در سال هاي ابتدايي پس از پيروزي انقلاب اين گونه برخوردها از مراجع تقليدي چون سيد كاظم شريعمتداري و يا سيد حسن طباطبايي قمي آغاز شد و بعدها با نام هايي چون محمد شيرازي، سيد محمد و سيد صادق روحاني ادامه يافت و در نهایت، حصر 5 ساله شيخ حسينعلي منتظري (قائم مقام سابق رهبري نظام) و توهين و تحقير بسيار (و از جمله برهم ريختن مجلس درس) شيخ يوسف صانعي (عضو سابق شوراي نگهبان) را به همراه داشت. عمادالدين باقي كه سابقه تحصيل در حوزه هاي علميه را در كارنامه خود دارد در كتاب تراژدي دموكراسي در ايران نام 12 تن از اين مراجع تقليد شيعيان را كه از برخورد جمهوري اسلامي در امان نمانده اند ذكر كرده است.

البته دلايل اين برخوردها متفاوت است. بخشي از اين مقابله ها مانند برخورد با عبدالله نوري و يوسفي اشكوري سياسي بوده و از عدم قبول مواضع سياسي ايشان ناشي مي شود. اما بخشي از آن نيز عقيدتي است. برخلاف نص صريح اعلاميه جهاني حقوق بشر و همچنين قانون اساسي جمهوري اسلامي كه تفتيش عقايد را ممنوع اعلام مي كند، حاكمان جمهوري اسلامي با كساني كه با ايشان به لحاظ نوع برداشت از اسلام و فهم كتاب مسلمين (قرآن) تعارضاتي داشته باشند به شديدترين وجه ممكن برخورد مي كنند. زندان و شكنجه از ساده ترين اين برخوردها با اين گونه روحانيون است كه به لحاظ نوع بينش ديني با بينش و قرائت مسلط حاكميت جمهوري اسلامي منافات دارند.

يكي از اين روحانيون كه دوره سوم زندان خود را در 24 تير ماه 1388 خورشيدي به اتمام رساند و در وضعيت فعلي با 50 ميليون تومان قرار وثيقه آزاد است عبدالحميد معصومي تهراني است. او كه متولد سالهاي مياني دهه 40 است از سال 54 دروس ديني خود را نزد علمايي چون سید ابوالفضل نائینی، احدی، داوودی، تقوی، انصاری سبط الشیخ، کاهوند بروجردی، حسن سعید، نوری، سید احمد خوانساری آغاز و ادامه داده است. تا جايي كه از آقايان گلپایگانی، مرعشی نجفی و خویی اجازه اجتهاد و اجازه تصرف در امور حسبيه را اخذ كرد. او همچنين حدود 5 سال در درس خارج فقه (مبحث ابواب فقه) آقايان سید احمد خوانساری، مهدوی کنی و مجتبی تهرانی شركت جسته و به لحاظ رتبه علمي در درجه بندي هاي خاص حوزوي در درجه آيت اللهي قرار دارد.

عبدالحميد معصومي تهراني اما از سال 68 برخوردهاي خود را با حاكميت مسلط جمهوري اسلامي آغاز كرد. در مهرماه سال 68، به دليل رد صلاحيت علمي رهبري جديد آن سال هاي جمهوري اسلامي (آقاي سيد علمي خامنه اي) در سخنراني خود در ستاد نيروي هوايي بازداشت و توسط دادسراي ويژه روحانيت و سليمي كه در حال حاضر دادستان كل ويژه روحانيت است، به جرم توهين به رهبري و مسوولين كشور و همچنين تحريك افكار عمومي و شايعه پراكني و نشر اكاذيب، به 5 سال زندان و خلع از لباس روحانيت محكوم شد كه در همان زمان حكم مزبور را نپذيرفت و آن را به صورت مكتوب اعلام كرد. پس از گذارندن يكسال از دوران حبس خود به اتهام همان اعتراضات و با عنوان نقض حكم به 40 ضربه شلاق توسط رهبرپور محكوم گرديد.

معصومي مجددا در مهرماه 1374 به دليل نشر اطلاعيه هايي از طرف ((حزب روحانيت آزاديخواه ايران – حرا)) توسط وزارت اطلاعات دستگير و به اتهام تهيه و تنظيم و انتشار اوراق مظله! نقض حكم، جعل عنوان و جعل سند عادي كه تماما اتهاماتي بود كه در بازداشتگاه توحيد (موزه عبرت امروز) عنوان شده بود به يك سال نيم زندان توسط روح الله حسينيان محكوم گرديد.

او همچنين در اواخر اسفند سال 1387 به اتهام خواندن عقد ازدواج عادي و عنوان اتهامي جعل مهر دفتر ازدواج و همكاري با داير كننده دفتر ازدواج چهار ماه را در زندان اوين گذراند كه سه ماه آن در بند 240 زندان اوين و يك ماه نيز در بند 209 (بازداشت وزارت اطلاعات) سپري گرديد. در مورد آخر اما دليل اصلي بازداشت، نظرات او در حوزه هاي سياسي و فقهي و همچنين خوش نويسي و تذهيب كتب تورات، زبور و انجيل بود.



عبدالحميد معصومي تهراني از معدود روحانيوني است كه معتقد به همراهي ميان اديان است. او در اعلاميه اي كه به مناسبت پايان كار خوش نويسي و تذهيب كتاب تورات نگاشته است مي گويد : ((برادري و دوستي، شفقت و همياري، صلح و صفا و صميميت، آسايش و امنيت فردي و اجتماعي پايدار از آرزوهاي ديرين بشر بوده كه در طول تاريخ؛ بشر زياده‌ طلب، خود برتر‌بين، خود درست‌بين، و خود حق‌بين به دفعات دست خود را به خون هم‌نوعش آلوده كرده و با وسيله قرار دادن مليت، نژاد و دين و مذهب حق و والا؛ تعديات، ظلمها و ستمها، جنگ و خون‌ريزيهاي خود را عين حق و عدالت جلوه داده و توجيه كرده است. در اين جنايات و خون‌ريزيها و هم‌نوع‌كشيها، صاحبان زر و زور و تزوير نقش محوري داشته، هميشه در طول تاريخ با ابزار قرار دادن مليت و نژاد و دين و مذهب بر آتش كينه و عداوت و تعصبات قومي و فرقه‌أي در بين ملل دميده‌اند و گهگاه براي انحراف افكار، شعار صلح و دوستي سر داده‌اند. اين سنت شوم نسل اندر نسل تا به امروز ادامه دارد.)) او همچنين در ادامه اين نگاشته مي نويسد : ((آيا وقت آن نرسيده كه بر سينه‌ي دكان‌داران زر و زور و تزوير، و خرافه‌پردازان و بدعت‌گذاراني كه با ابزار قرار دادن مليت و نژاد و دين و مذهب مي‌خواهند دشمن هم باشيم و خون يكديگر را با آرامش و اشتياق به زمين بريزيم دست رد بزنيم؟ صلح و دوستي، همياري و هم‌دلي، آرامش و امنيت فردي و اجتماعي پايدار در جهان محقق نخواهد شد مگر آنكه بشر، از خود برتر‌بيني‌ها، خود حق‌بيني‌ها و خود مطلق‌بيني‌هاي ملي و نژادي و ديني و مذهبي دست برداشته به فطرت انسانيش رجوع نمايد. به كتب آسماني و شرايع انبياء و مصلحين به گونه‌أي كه بوده و هستند عمل نمايد و از تعبير و تفسير آنان به منظور تاييد و تقديس خود يا تكفير و تخريب ديگران خودداري كند و به نوع بشر بدون در نظر گرفتن مليت و نژاد و دينش، تنها به ديد انسان بنگرد و بر او ارج گذارد و مورد احترام قرار دهد.)) اين نوع ديدگاه حقوق بشري و احترام به انسان بدون در نظر گرفتن مليت، نژاد و دين به تعبير او دلیل اصلي برخورد با وی است. حق اظهار عقيده براي او و ديگر انسان ها حقي مسلم و برابر با اسناد بين المللي حقوق بشر است.

معصومي تهراني همچنين در اطلاعيه اي كه به مناسبت تقبيح عمليات انتحاري نگاشته است مي گويد : ((عملياتهاي انتحاري متعدد بر عليه مردم عادي و بي دفاع شهرك هاي يهودي نشين در اسرائيل كه توسط برخي افراد وابسته به گروه ها وسازمانهاي به اصطلاح مبارز فلسطيني انجام شده است عملي مذموم و بر خلاف نص صريح شريعت قرآن بوده و از مصاديق بارز تروريسم است.)) او پس از اقامه ادله قرآني خود بر اين ادعا مي گويد: ((خداوندهيچ مفتي يامجتهدي راكليدداربهشت وجهنم قرارنداده وبه فرمايش ياسفارش هيچ مفتي ومجتهدي،حتي پيامبري، كسي را وارد بهشت يا جهنم نمي نمايد.)) معصومي با چنين رويكردی با نشر اعتقادات خود در اين باب اعلام مي دارد: ((به اعتقاد بنده تهيج احساسات ديني و مذهبي مسلمين با تمسك به دلائلي غيرثقه كه غالباً ريشه در سياست بازيهاي سياستمداران داشته و دارد، بزرگترين ظلمي است كه در حق ملت مظلوم فلسطين روا شده و مي شود و بزرگترين سد راه تحقق بخشيدن به آرزوي ديرين آنان براي داشتن كشوري آرام و مستقل است.))

پس از اين گونه نظريات و همچنين نظريات متفاوتي در باب حقوق زنان، ديات و شهادات، ارتزاق فقها و روحانيون از وجوه شرعيه و حرمت آن از نظر او، همراهي نظري او با علمايي دگرانديش شيعي و به طور كل نظارت متفاوت در ابواب متفاوت فقهي، معصومي تهراني مورد تهديدات بسياري واقع شد. او در اطلاعيه اي كه خطاب به تهديدكنندگان منتشر مي كند پس از پاسخ گويي به تهديدات اعلام مي دارد: ((اينجانب به هيچ عنوان قصد تشنج‌زايي نداشته و ندارم و هميشه پيرو انديشه‌ي مسالمت و صلح و دوستي بوده و هستم؛ واين مطلب را بارها كتبا و شفاها، به برخي از منتقدينم متذكر شده‌ام. وابسته به هيچ گروه يا دسته‌ي سياسي نبوده و نيستم. دشمني با هيچ گروه يا دسته‌ي سياسي نيز نداشته و ندارم. زيرا كه اساسا با سياست و سياست‌بازي بيگانه‌ام. هزينه‌ي زندگيم از درآمد شخصي مي‌گذرد و وام‌دار هيچ بني‌بشري نيستم. علقه‌أي بحمدالله در اين دنيا نداشته، چيزي هم براي از دست دادن ندارم. اما اگر قرار باشد عده‌أي خود حق‌بين برايم شمشير برهنه بكشند تا مرا وادار به اجراي خواسته‌هاي نامعقول خود كنند، مطمئن باشند كه آن زمان ديگر سكوت نكرده هيچ خط قرمزي را هم نخواهم شناخت.))

معصومي تهراني پس از اين تهديدات در نامه اي كه به تاريخ 15 آگوست 2006 در بخش فارسي وبلاگ شخصي اش خطاب به وزير وقت اطلاعات، محسني اژه اي مي نویسد از ((گسيل كردن حراست وزارت ارشاد به محل كارم، براي توقيف و جلوگيري از ادامه كار)) تورات و زبور و انجيل و همچنين ((پيشنهاد مبلغ دو ميليارد توماني از سوي برخي جريانات براي مسكوت گذاشتن كار)) و در واقع تطميع خود شكايت مي كند و پس از ذكر اين مساله خطاب به وزير اطلاعات دولت نهم می نویسد: ((جناب آقاي محسني، صراحتا عرض كنم كه بنده براي انسان و انسانيت احترام و ارزش قايلم و برايم فرقي نمي‌كند كه آن انسان داراي چه عقيده و ديني است. بنده براي مسلمان، يهودي، مسيحي، زرتشتي، بودايي، بهايي و… حتي آنان كه به ديني معتقد نيستند، ولي به اصول انسانيت معتقدند احترام قايلم و عاشقانه دوستشان داشته، دست بوس يكايكشانم. همچون برخي، غير مسلمان را حيواناتي نمي‌دانم كه بر روي زمين در حال چريدنند!!!. بنده با هيچ كسي سر جنگ ندارم. هر كس كه در وجودش فطرت انساني تبلور داشته باشد، به هر دين و آييني عقيده‌مند باشد، در مقابلش سر تعظيم فرود مي‌آورم و دوستش دارم. هر كس كه از فطرت انسانيش فاصله گرفته باشد، به هر دين و آييني عقيده‌مند باشد، از او تبري مي‌جويم. در حد خودم از دين آگاهي دارم و براي هر اقدام و سخنم مي‌توانم دليلي محكم اقامه كنم. اما انتظار ندارم كساني كه به دور خود پيله تنيده‌اند بدون مطالعه و توجه به اقداماتم، مرا مورد هجوم قرار دهند و با هوچيگري –نه با استدلال و منطق- به جرايم مختلف متهمم كنند. سالها به اتهام زني‌ها و پرخاشها گوش فرا دادم و هيچ نگفتم. نه آنكه جوابي نداشتم، بلكه اميدوار بودم كه كوته نظران بخود آيند و دريابند كه در دوران دهكده جهاني بايد گفتمان جديدي اتخاذ كرد. اما افسوس كه: و ما انت بمسمع من في القبور.)) به صورتي مشخص كه حاكي از تهديدات فراوان جاني ايشان است مي گويد : ((هراقدامي، در جهت نابود كردن كتب تورات يا زبور يا انجيل و يا سوء قصد به اين كمترين به جهت تحرير آن كتب، بيان گرعمق دشمني آن افراد و گروه‌ها، كه خود را نماينده‌ي جامعه‌ي مذهبي و اطلاعاتي معرفي مي‌كنند، با پيروان ديگر اديان و حيات جوامع بشري است؛ و تفاوتي نمي‌كند كه چه فرد يا افرادي در پشت اين جريانات قرار داشته باشند. هر چند رئيس دولت، كه حضرتعالي يكي از اعضاء كابينه‌اش هستيد، خواسته يا ناخواسته به نوعي به اين افراط‌گري دامن زده و بها داده است و حال اينكه شعار ايشان «مهرورزي» بوده است!.))

معصومي در اين نامه كه خطاب به وزير اطلاعات دولت اول محمود احمدي نژاد نگاشته شده اعلام مي دارد كه برخي از تهديدكنندگان خود را از وزارت اطلاعاتي كه محسني اژه اي رياست آن را بر عهده داشته معرفي كرده اند. سرانجام در اسفند ماه 1387 خورشيدي معصومي به اتهام خواندن يك عقد به مدت 4 ماه در زندان اوين (يك ماه در بند 209) به سر برده و اکنون با مبلغ 50 ميليون تومان وثيقه آزاد است. او امروز نيز هنوز با برخوردهاي مرتب امنيتي وزارت اطلاعات مواجه است و نه خود او و نه شاگردان هنري اش (معصومي استاد تذهيب است و زندگي اش را از اين راه مي گذراند) از اين گونه برخوردها رهايي ندارند.

اصل 23 قانون اساسی در این زمینه اشعار دارد: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ كس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد». همچنين ماه 19ام بيانيه سي ماده اي حقوق بشر كه حكومت جمهوري اسلامي نيز آنرا امضا كرده است تصريح دارد كه : ((هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد.))

*تمامي موارد نقل شده از آيت الله عبدالحميد معصومي تهراني در آدرس زیر قابل دسترسي است :

http://peacefaith-persian.blogspot.com

http://www.schrr.net/spip.php?article5152

Post new comment

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.
  • Web page addresses and e-mail addresses turn into links automatically.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • Lines and paragraphs break automatically.

More information about formatting options